Wednesday, October 15, 2008

یک هفته همبستگی با کارگران ایران

راديو فردا : سنديکاها و اتحاديه های کارگری دهها کشور جهان از روز دوشنبه، در «هفته اقدام حمل و نقل جاده ای »، همبستگی خود را با کارگران ايران اعلام می کنند.
فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل، هدف از اعلام « هفته اقدام حمل و نقل جاده ای» را تلاش برای بهبود وضعيت کارگران شاغل در اين بخش دانسته است.

درعين حال، قرار است اعضای ۵۳ سنديکا و اتحاديه کارگری از ۴۱ کشور جهان در فاصله روزهای ۱۳ تا ۱۹ اکتبر، ۲۲ تا ۲۸ مهر، همبستگی خود را با کارگران ايرانی اعلام کنند.

به نوشته «وب سايت فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل»، همبستگی با جنبش مستقل کارگری در ايران و به ويژه منصور اسانلو، رييس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، درجريان برگزاری سمينار، راهپيمايی و تظاهرات اعضای سندیکاها و اتحادیه های کارگری عضو این فدراسیون ابراز خواهند شد.

آقای اسانلو در مرداد ماه سال گذشته در نزديکی منزل خود در تهران توسط ماموران امنيتی بازداشت شد.

پس از سه روز ابراز بی اطلاعی مقام های امنيتی و قضايی جمهوری اسلامی ايران از وضعيت اين فعال کارگری، سرانجام اعلام شد که وی در زندان اوين نگهداری می شود.

بر اساس گزارش ها، منصور اسانلو به اقدام عليه امنيت ملی متهم و در نتيجه به پنج سال زندان محکوم شده است.

اين حکم با اعتراض شديد اين فعال کارگری، وکلای مدافع او، سازمان های حقوق بشری و اتحادیه های کارگری در داخل و خارج از ايران مواجه شده است.

«مک اوراتا»، دبير بخش زمينی فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، در مورد « هفته اقدام حمل و نقل جاده ای» گفته است که صدها هزار راننده و کارگر شاغل در این بخش در اين هفته، ضمن اقدام برای بهبود وضعيت خود، عليه نقض حقوق کارگران ايران اعتراض خواهند کرد.

جايزه سوليدر برای سنديکای کارگران شرکت واحد

در همين حال، قرار است نماينده سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، در شصتمين سال تاسيس سازمان غیر دولتی و بین المللی «سوليدر»، جايزه سال ۲۰۰۸ ميلادی اين نهاد را دريافت کند.

«سوليدر» در سال ۱۹۴۸ ميلادی با هدف کمک بين المللی به کارگران جهان تاسيس شد.
اين سازمان غيردولتی با کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری، کنفدراسيون اتحاديه های کارگری اروپا و سازمان بين المللی کار، «آی ال او»، همکاری می کند.

سوليدر هر ساله، جايزه «رُز نقره ای» را به افراد و نهادهايی که در راه عدالت اجتماعی، برابری و حقوق کارگران مبارزه و تلاش می کنند، اهدا می کند.

قرار است که مراسم اهدای جوايز امسال، روز پانزدهم اکتبر در پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ فرانسه انجام شود.

در ایران دولت، فعالیت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه را به رسمیت نمی شناسد. در سال های اخیر برخی از اعضای این سندیکا از شرکت واحد اخراج و چند تن دیگر بازداشت و محکمه شده اند

Monday, October 13, 2008

اعتراض به نقض تعهدات بین المللی

امروزه، همبستگی و وابستگی جوامع بشری به یکدیگر آنچنان در هم تنیده است که هیچ کشوری بی نیاز از دیگران نبوده و به تنهایی قادر به رفع نیازها و حل مشکلات خود نیست. تدوین و انعقاد روزافزون کنوانسیون های چند جانبه بین المللی در زمینه های گوناگون به دلیل همین همبستگی اجتناب ناپذیر است. امروز امنیت واقعی در گرو رعایت حقوق بشر و توسعه اقتصادی پایدار می باشد که همکاری دولت ها با سازمانهای بین المللی و فعال سازی بخش خصوصی متضمن آن می باشد. رعایت حقوق بشر از هدفهای عمده منشور سازمان ملل متحد است که در مقدمه آن می گوید: "ما مردم ملل متحد بار دیگر اعتقاد راسخ خود به اصول اساسی حقوق بشر، کرامت و حیثیت فرد انسان و برابری زن و مرد اعلام می داریم." و در بند ٣ ماده ۱ ناظر به هدف ها نیز توسعه همکاری های بین المللی را در زمینه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و انسانی در گرو رعایت و اعتلای حقوق بشر و آزادیهای اساسی بدون هرگونه تبعیض جنسیتی، نژادی، زبانی و مذهبی دانسته است.

اهمیت روز افزون حقوق بشر در تعاملات بین المللی سبب شده که سازمان ملل متحد به اصول حقوق بشر مندرج در منشور ملل متحد و تعهدات کشورهای عضو نسبت به رعایت آن بسنده ننموده با صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر و تدوین و انعقاد میثاق ها و کنوانسیون ها در رابطه با اصول شاخص مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر اجرای آنها را از طریق کشورهایی که به عضویت کنوانسیون ها و میثاق های مورد بحث درآمده اند عملی سازد.

بدیهی است کشور ایران که از جمله امضاء کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر و عضو ۵ میثاق حقوق مدنی و سیاسی، میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کنوانسیون بین المللی منع مجازات کشتار جمعی، کنوانسیون بین المللی محو هر نوع تبعیض نژادی و کنوانسیون حقوق کودک می باشد و اصول مندرج در اسناد بین المللی مزبور در زمره حقوق داخلی ایران تلقی می شوند، بی شک عدم رعایت و نقض آنها موجب مسئولیت بین المللی جمهوری اسلامی و پذیرش پیامدهای آن می شود. حتا خودداری از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیرانسانی و تحقیر کننده، و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، آن را به دلایل زیر از مسئولیت بین المللی ناشی از نقض دو کنوانسیون مورد بحث مبری نمی سازد:

۱- از آنجایی که مسئله برابری زن و مرد و رفع هرگونه تبعیض میان آنان در برخورداری از مواهب زندگی و حقوق اجتماعی و سیاسی در همه اسناد حقوق بشری سازمان ملل، از جمله منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و غیره مطرح شده و مورد تاکید قرار گرفته، کشور ایران به سبب عضویت در کنوانسیون های گفته شده نسبت به مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان متعهد می باشد. بدیهی است برخوردهای خشونت آمیز و سرکوبگرانه نسبت یه خواسته های بحق و قانونی زنان ایران، نقض تعهدات بین المللی تلقی شده و جمهوری اسلامی نسبت به آنها مسئول است.

۲- سازمان ملل متحد از همان روزهای نخستین در تلاش برای از بین بردن شکنجه بوده و قطعنامه های بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران از جمله دولتهای امضا کننده و عضو اسناد مزبور است، شکنجه را ممنوع اعلام کرده است. افزون بر آن، در تاریخ ۹ دسامبر ۱۹۷۵، نیز مجمع عمومی طی قطعنامه شماره ۱٣۴۵۲، اعلامیه حمایت از افراد انسان در برابر شکنجه و دیگر رفتارها و مجازاتهای خشن، غیر انسانی و تحقیر کننده را تصویب نمود و نماینده ایران به قطعنامه مزبور رای مثبت داد. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی بر پایه ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۷ میثاق حقوق مدنی و سیاسی ممنوعیت شکنجه و رفتار و مجازات خشن و غیر انسانی را پذیرفته، عملا و قانونا ملزم به رعایت مفاد آنها می باشد ولو اینکه به آن نپیوسته باشد.

٣- ماده یک کنوانسیون محو تبعیض نژادی تصریح می کند که "تبعیض نژادی از نظر این کنوانسیون به معنای هرگونه تبعیض، محرومیت، محدودیت یا امتیاز بر مبنای نژاد، رنگ، نیا، یا ریشه های ملی یا قومی و مذهبی است که در شناسایی، برخورداری یا اجرای برابری حقوق بشر و آزادیهای بنیادین در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سایر زمینه های مربوط به زندگی عمومی لطمه وارد می سازد. با در نظر گرفتن مفاد بند ۱ برخورد با پیروان کیش ها و آیین های گوناگون و مذهبهای متفاوت از مذهب رسمی عدم رعایت و پایبندی به این کنوانسیون و محرومیت بخش عمده ای از شهروندان ایرانی از امکانات و فرصت های یکسان در برابر قانون چیزی جز نقض تعهدات بین المللی بشمار نمی آید.

۴- کنوانسیون حقوق کودک ضمن آنکه دولتهای عضو را مسئول حمایت از کودکان در برابر آزارهای جسمی و روحی، از جمله سوء استفاده جنسی و استثمار آنها، می نماید، اقدامات لازم قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی را برای رفاه آنها ضروری می داند. در مورد مسائل قضایی، تصریح می نماید که "اعدام و حبس ابد نباید در مورد کودکان کمتر از ۱٨ سال اعمال شود." یعنی قطع نظر از تعریفی که هر کشور ممکن است برای کودک و سن بلوغ داشته باشد، از نظر این کنوانسیون اعمال مجازات اعدام و حبس ابد برای افراد کمتر از ۱٨ سال ممنوع شده و دولتهای عضو باید این معنا را رعایت کنند. جمهوری اسلامی در نقض فاحش این تعهدات، به اعدام کودکان کمتر از ۱٨ سال اقدام می نماید. چنانکه در سال گذشته ۲۵ کودک زیر ۱٨ سال اعدام شدند و صدها کودک در انتظار اجرای حکم اعدام می باشند.

سرانجام، عدم پایبندی به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین سبب گردیده که بخش بزرگی از اندیشمندان، هنرمندان، دانشجویان، و فرهیختگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور به عنوان غیرخودی، دگراندیش و یا وابسته به جمعیت ها و جوامع مدنی مخالف اعمال غیرقانونی حاکمیت، از کشور مهاجرت و سیلی از فرار مغزها و سرمایه ها را بوجود آورند.

جبهه ملی ایران ضمن اعلام پایبندی راسخ خود به آزادی بنیادین مدنی، مردم سالاری، حقوق بشر و حکومت قانون، بر این باور است که همه شهروندان ایرانی بدون هرگونه تبعیض از لحاظ جنسیت، نژاد و مذهب، می بایستی از حقوق و امکانات یکسان بهره مند شوند. باید به تعصبات و نابرابری های موجود تحت هر عنوان که باشد، بویژه برخاسته از مذهب رسمی، پایان داده شود و تعهدات پیش بینی شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین المللی حقوق بشری با حسن نیت اجرا گردد. جبهه ملی ایران بی اعتنایی به تعهدات بین المللی و نقض فاحش آنها را محکوم می کند چنانچه در نامه ۴ شهریور ۱٣٨۷، آقای عباس امیرانتظام به دبیرکل سازمان ملل متحد نیز تشریح و تصریح شده که مورد تایید و حمایت کامل جبهه ملی ایران می باشد. جبهه ملی ایران پشتیبانی بی دریغ خود را از اندیشه ها، دیدگاهها و فعالیت های مسالمت آمیز ایشان را در راه آزادی، حقوق بشر و منافع ملی اعلام می نماید.

جبهه ملی ایران
تهران - ۲۲ مهر ۱٣٨۷


امضاء: ادیب برومند

Saturday, October 11, 2008

پایان اعتصاب / بیانیه‌ زندانیان سیاسی و مدنی کرد

محکوم به پیروزی هستیم

با این ایمان، اعتصاب غذایمان را شروع کردیم. با باوری عمیق به اهداف و آرمان هایمان، این شیوه مبارزه را برگزیدیم تا به آنان که حقوق انسانی مان را سلب نموده اند، انسان بودن مان و انسان بودنشان را یاد آوریم. مومنانه در این راه قدم نهادیم تا استواری عقیده، استحکام اراده و ایمان به تداوم مبارزه را ثابت نماییم. آزار جسم را بر خود هموار نمودیم تا نشان دهیم آزارهای جسمی، شکنجه ها و تعذیب های بدنی خللی در اراده‌ی ما وارد نساخته است. چهل و پنج روز را در ارومیه، تهران، سنندج، سقز و مهاباد، مریوان و ماکو، روحی یکسان شدیم تا بر یگانگی خود تاکیدی دوباره کنیم. چهل و پنج روز فریادی شدیم تا بانگ بلند حق خواهی امان را به گوش قدرت مداران برسانیم.

امید به تداوم مبارزه، گذشت این چهل و پنج روز را بر ما بسی سهل نمود، اگر سختی بود؛ وضعیت یاران دربند مان بود، یارانی که به بندهای انفرادی انتقال یافتند یا مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفتند.

امید به دستیابی به حقوق انسانی، گذشت این روزها را بر ما بسی سهل نمود، اگر سختی بود؛ سکوت قدرت مداران در مقابل فریاد حق خواهی مان بود.

باور به حقانیت آرمان ها و راهمان، گذشت این چهل و پنج روز را بر ما سهل نمود، اگر سختی بود؛ سکوت برخی مدعیان حق در مقابل حق خواهی مان بود.

این چهل و پنج روز دلگرم بودیم، چون صدایی گرم از دور گرمابخش مبارزه امان بود، چون پشتیبانی بسی از بزرگان، دلسوزان و عزیزان امیدبخش ما بود و دلگرم بودیم چون فریاد ما در زندان با فریادهای گرم بیرون از زندان هم نوا شده بود.

طی این چهل و پنج روز هم آوای اتحادی بزرگ بودیم ، حداقل ۱۰۰ تن از یاران و همرزمان مان با افکار و گرایشات گوناگون در اعتصاب غذا شرکت جسته‌ و پیروزی تاریخی بزرگی در روند مبارزات مسالمت آمیز رقم زده شد که‌ بیگمان هم اکنون و در آینده‌ شاهد نتایج آن بوده‌ و خواهیم بود.

و اکنون در آستانه چهل و پنجمین روز غذا؛
اعلام می کنیم بنا بر خواست شخصیت ها و رهبران ملی که نسبت به وضعیت ما ابراز نگرانی کرده و عنوان نموده اند که زندانیان سلامت جسمی خود را به خطر نیندازند، و همچنین بنا به اجماع بسیاری از بزرگان، فعالان مدنی، حقوق بشر، فعالان زن و همچنین سازمان ها و نهادهای حقوق بشری موقتا پایان اعتصاب غذای خود را اعلام کرده و اعلام می کنیم که ما توانستیم به پاره‌ای از مقاصدمان دست یابیم، ما توانستیم با یگانگی خود و پشتیبانی بسیاری از بزرگان، شخصیت ها، سازمان ها و نهادها، صدای خویش را به افکار عمومی در ایران و جهان برسانیم.
ما اعلام می داریم که همچنان بر خواسته های شش گانه خود مبنی بر؛

۱. اعتراف حاکمیت به هویت سیاسی و مدنی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی و در پیش گرفتن رفتاری شرافتمندانه با آنان .

۲. تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان و توقف فوری اجرای احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و مدنی

٣. پایان دادن به شکنجه، آزار و رفتارهای غیر انسانی و ناشایست نسبت به کلیه زندانیان

۴. پایان دادن به‌ تبعیضات ملی مذهبی و جنسیتی میان زندانیان سیاسی و مدنی وهم چنین
تبعید آنان و بهبودی شرایط زندان

۵. تحت نظارت قرار گرفتن زندان های سراسر ایران بدون هیچ گونه محدودیتی از طریق سازمانهای حقوق بشری داخلی و جهانی

۶. اصلاحات اساسی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جهت تحقق مبانی مسلم حقوق بشر و رعایت اصل انصاف،

با اصرار هر چه‌ تمامتر تاکید می کنیم و در آینده نیز به شیوه های مختلف مبارزه‌ ی مدنی پیگیر خواسته ها و مطالبات خود خواهیم بود. در این مسیر خواستار پشتیبانی گسترده‌ی مردم و نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر هستیم و به حاکمان هشدار می دهیم؛ در صورت تداوم سیاست ها ی قبلی اشان و وعدم برآورده ساختن خواسته های مان،
فشار، شکنجه‌ و ادامه‌ تبعیض بر همرزمان اعتصاب کننده‌ امان،
تداوم وضعیت وخیم حقوق بشر در بعد سراسری و بویژه‌ در کردستان،
بازداشت فعالان سیاسی و مدنی و حقوق بشر و زنان،

تداوم صدور احکام اعدام و یا عدم توقف اجرای حکم اعدام فعالان سیاسی و مدنی و کودکان زیر ۱٨ سال،
وضعیت فاجعه‌ باری پیش آورده‌ است که‌ در صورت تداوم شرایط به‌ گونه‌ ای انفجار آمیز رقم خواهد خورد و دیگر نمیتوان پایانی برای آن متصور شد.

همچنین اعلام میداریم که‌ در صورت تداوم وضعیت کنونی و عدم اصلاح رفتار حاکمان، ما نیز به‌ نوبه‌ خود، مجددا و با ارداه‌ای پولادین و در ابعادی بسیار گسترده‌تر، اعلام اعتصاب کرده و در این راه از جان خویش نیز مایه می گذاریم و تا به‌ آخر ادامه‌ خواهیم داد.

ما خود را سپاسگذار شخصیت ها و بزرگانی می دانیم که در این مدت و به‌ هر نحو به حمایت از ما پرداختند و همچنین از سازمان ها و نهادهای حقوق بشری، رسانه‌ها و به‌ ویژه‌ اعضای کمیته‌ای که‌ در طول ۴۵ روز مبارزه‌ ما همواره‌ امانت دار اعتمادمان بودند، تشکر می نماییم، همچنین اعلام میکنیم که‌ خلایی که‌ هم اکنون به‌ ویژه‌ در کردستان از لحاظ فقدان سازمان و نهادهای پیگیر حقوق بشری احساس میشود، باید با نگرشی معاصر به‌ مقوله‌ حقوق اساسی و بنیادین انسانها، فورا جبران گردد.

در پایان مجددا خطاب به‌ ملت خود و همرزمان مان ایمان عمیق خود به‌ مبارزه‌ و اتحاد هر چه‌ گسترده‌تر صفوفمان را فارغ از هر گونه‌ نگرش فکری و سیاسی یادآور شده‌ و مصرانه‌ اعلام می داریم که‌ محکوم به پیروزی هستیم!

زندانیان سیاسی و مدنی کرد
پنجشنبه‌ ۱۸ مهر ۱۳۸۷ برابر با ۸ اکتبر ۲۰۰

Thursday, October 9, 2008

کودک آزارى در محيط آموزشی

شيوا نظرآهاری

طبق ماده ۷۷ آيين نامه اجرايی مدارس اعمال هرگونه تنبيه از قبيل اهانت، تنبيه بدنی و تعيين تکاليف درسی جهت تنبيه ممنوع است و در اعمال تنبيهات نبايد بين دانش آموزان تبعيض و استثنايی قائل شد. بر اساس ماده ۷۶ دانش آموزان متخلفی که راهنمايی ها و چاره جويی های تربيتی در آنها مفيد و موثر نيست، با رعايت تناسب به يکی از روش های زير مورد تنبيه قرار می گيرند؛ تذکر و اخطار شفاهی به طور خصوصي، تذکر و اخطار شفاهی در حضور دانش آموزان کلاس مربوط، تغيير کلاس در صورت وجود کلاس های متعدد در يک پايه با اطلاع ولی دانش آموز، اخطار کتبی و اطلاع به ولی دانش آموز، اخراج موقت از مدرسه با اطلاع قبلی ولی دانش آموز حداکثر برای مدت سه روز و انتقال به مدرسه ديگر. اين مقررات بسيار عادلانه و مترقی است و تنبيهات آن با کنوانسيون حقوق کودک تعارضی ندارد، اما وجود قوانين خوب و مترقي، به تنهايی نميتواند مانع از بروز پديده کودک آزاری در مدارس شود. برخی از معلم ها معتقدند، کودکان در مدارس گاهی اوقات می بايست مورد تنبيه قرار بگيرند و عدم برخورد جدی با آنان موج هرج و مرج در مدارس می شود.

در سيستم آموزشی ايران، از آنجا که معلمان براساس معيارهای عقيدتي، سياسی گزينش می شوند. هيچ گونه همگونی ميان آنان در مورد چگونگی برخورد با کودکان وجود ندارد، و وزارت آموزش و پرورش نيز تلاشی را برای آموختن استاندارد های رفتار با دانش آموزان و کودکان به معلم ها انجام نمی دهد.

با وجود آنکه وزارت آموزش و پرورش تاکنون هيچ گاه آمارروشنی نسبت به موارد کودک آزاری در مدارس ارائه نکرده، و گهگاه نسبت به آن واکنش شديدی نشان می دهد، هنوز در برخی مناطق تهران،کودکان درمدارس مورد تنبيه بدنی قرار می گيرند و صدايشان هم به جايی نمی رسد. آنها می گويند که جرأت نمی کنند، از معلم ها و ناظمشان به مدير مدرسه شکايت کنند، چراکه در آن صورت مدير با شدت بيشتری آنها را کتک خواهد زد.

کودک آزاری در مدرسه

بعداز ظهر روز هفتم مهرماه است، گروهی از کودکان افغان برای گرفتن دفتر به محل جمعيت کودکان کار و خيابان آمده اند و می گويند که اگر بدون دفتر به سر کلاس بروند، از معلم کتک خواهند خورد و پولی ندارند برای خريد دفتر

دبستان فردوسی و مدرسه راهنمايی جوادالائمه، بچه ها می گويند که تنبيه بدنی دانش آموزان در اين دو مدرسه امری عادی است و روش های تنبيه نيز گوناگون است. از ضرب و شتم با شلنگ( که به گفته بچه ها، آقای ناظم داخل آن آهن قرار می دهد) تا گذاشتن خودکار لای انگشتان دست و فشار دادن آنها با بی رحمی..

پسر 13 ساله ای که سرش را از ته تراشيده ، می گويد که آقای ناظم گفته است بايد کچل کنيد و من يادم می افتد به سخنان ابوالقاسم جامه بزرگ مديرکل دفتر پيش دبستانی و ابتدايی وزارت آموزش و پرورش که چندی پيش اعلام کرده بود :" کوتاهی و مرتب بودن موی سر به اندازه ای که تميز بوده و نيازی به شانه کردن نداشته باشد ، کافی است و در اين موردهيچ اصراری وجود ندارد که دانش آموزان حتما با ماشين شماره 2 يا 4 ، موی خود را کوتاه کنند."، پسرک اما می گويد که ناظم اصرار داشته است که همه بايد سرشان را نمره 4 بزنند.

جای زخمی را در سر بی مويش نشانم می دهد و می گويد که سال پيش آقای ناظم با شلنگ به سرم کوبيد و سرم شکست . او می گويد که به هر دليلی در مدرسه کتکمان می زنند، با سيلي، لگد و هر چه که بتوانند.

يکی از بچه ها که نسبت به سايرين شرورتر و در اين حال مهربانتر است، از من می خواهد که انگشت هايم را در هم فرو کنم و بعد شروع ميکند به فشار دادن و می گويد آقای معلم اينطور تنبيهمان می کند..

او ادامه می دهد: گاهی انگشت های بچه ها کبود و متورم می شود، با اين حال هيچ خانواده ای نسبت به اين قضيه اعتراض نمی کند. در اين مدارس تفاوت چندانی بين کودکان ايرانی و افغانی وجود ندارد، همه به يک ميزان کتک می خورند، اما آنجا که صحبت از شيرهای سهميه ای می شود، کودکان افغان سهمی از آن ندارند و شير فقط به کودکان ايرانی می رسد.

کسی اعتراض نميکند

" ماده ۱۹ کنوانسيون حقوق کودک بيان می کند، بايد از کودکان در برابر هر نوع آسيب يا آزار بدنی و روانی توسط والدين و افراد ديگر محافظت کرد."

عرف جامعه اما همواره درجه ای از خشونت را می پذيرد و نسبت به آن واکنشی نشان نمی دهد، اکثر خانواده ها اين حق را برای معلم قائل می شوند که در صورت بازيگوشی و تخطی فرزندشان از قوانين، او را مورد تنبيه قرار دهند. با اين حال بسياری از کودکان نسبت به حقوقشان بيگانه اند، آنان نمی دانند که مسئولان مدرسه حق تنبيه نمودن آنان را ندارند، آنها نمی دانند که می توانند از معلمشان شکايت کنند و وقتی هم به آنها می گويی که ميتوان اين مسأله را از طريق اداره آموزش و پرورش پيگيری کرد، رنگ از رويشان می پرد که نکند اين امر منجر به کتک خوردن بيشترشان شود. از نظر کادر آموزشی مدارس نيز، اگر کودکان از قوانين آموزشی با خبر شوند، در مدرسه هرج و مرج ايجاد خواهد شد.

تنبيه بدنی وجود ندارد

علی رغم خبرهايی که هرچند يکبار مبنی بر تنبيه بدنی دانش آموزان در مدارس منتشر می شود، رئيس گروه پيش‌دبستانی و ابتدايی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در فروردين ماه امسال با بيان اين‌كه به هيچ عنوان دانش‌آموزی تنبيه بدنی نمي‌شود، گفت: تنبيه‌بدنی از مدارس تهران حذف شده است.

اميرحسين ملكی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس در اين خصوص گفت: در گذشته‌‌های دور تنبيه بدنی در مدارس وجود داشت اما اكنون ديگر موردی به نام تنبيه بدنی نداريم.

اين اظهار نظر در شرايطی صورت می گيرد که نه در گذشته های دور بلکه در زمان حاضر، زير آسمان همين شهر، جايی کنار گوش خودمان، هنوز معلم هايی هستند که به عوض محبت به دانش آموزانشان، ضربات مشت و لگد و شلنگ می دهند و به عوض آموختن، آنها را کتک می زنند.

طبق گزارش "جنبش جهانى براى پايان دادن به تنبيه بدنى كودكان"، تنبيه بدنى كودكان در مدارس در 102 كشور جهان ممنوع اعلام شده است، با اين حال کودکان به اشکال مختلف در مدارس مورد تنبيه بدنی قرار می گيرند، و تنها مواردی کوچک از اين کودک آزاری است که گاهی توجه رسانه ها را به خود جلب می کند

Wednesday, October 8, 2008

آرایشگاه ها را نجات دهیم

آتوسا بردبار

می خواهم همینجا از او تشکر کنم، با اینکه احتمالا این تشکر را هرگز نخواهد دید. او را در استخر دیدم. زن میانسالی بود. آرایشگر بود ولی بسیار ساده.

شرمنده بود از این که تا سیکل بیشتر نخوانده است. برگه کمپین یک میلیون امضا را اول با تردید امضا کرد ولی بعد گفت که به آرایشگاهشان هم بیاییم. این شاید چالش بزرگی باشد برای زنانی که خود را روشنفکر می دانند. زنان روشنفکر از آرایشگاه و مزون و محیطهای زنانه دل زده اند، شاید هراس دارند که خود را در حال تلف کردن زمانشان بیابند! کمتر پای صحبت زنانی که کتاب نخوانده اند می نشینند. و حتا با تکبر از این تمایز لذت می برند.

کمی بیشتر فکر می کنم. زن و مرد ندارد، کسی به آهنگ بی ریختی که در تاکسی پخش می شود و حتا به سبقت های غیر مجاز وسواس آمیز راننده سرشار از خستگی و خمودگی اعتراض نمی کند، مبادا که از جبروتش کاسته شود.

مسافران یک تاکسی هر چه روشنفکرتر به نظر برسند ساکت ترند و اگر قرار است جانبداری کنند در هر صورت جانب راننده تاکسی را می گیرند!بیش از چند روز طول کشید تا ترمز ذهنی ام را کشف کردم. این بار باید به آرایشگاهها برویم. اگر جداً فمینیست هستید که قطعا باید به آرایشگاه پل بزنید! دانشگاهها راه نجات را پیدا می کنند، مدد کاران از پرونده های رهایی پدر پس از تجاوز به فرزندش و پرونده های دختران دم طلاق مردم، خود، دلشان خون است.

آرایشگاه ها را نجات دهیم که هرگز ندانسته اند می شود با زیبایی یا بدون آن برابر یک انسان کامل بود. اگر اتوبوس سوار نشده اید حتما سوار شوید. تاکسی ها کوچه پس کوچه های نجات را می یابند. اتوبوس سواران را باید نجات دهیم...

روز اول که برگه کمپین را امضا کردم هیچ نمی دانستم بچه های کمپین چه می کنند، تنها این طعم لذت بخش بود که وکلایی هستند که بدون اینکه آب در دلمان تکان بخورد دارند برای برابری کارهایی می کنند. اما امروز می دانم که برای جمع آوری 000/000 /1 امضا باید 1000 نفر 1000 امضا جمع کنند. کمپین به 999 نفر دیگر برای نجات اتوبوس ها و آرایشگاهها نیاز دارد!

وقتی برگه ها با توضیح و سوال امضا می شوند خوشحال می شوم که به کسی آگاهی داده ام که قبلا نداشته. می دانم برای بسیاری از آنها سرفصلی در زندگیشان گشوده می شود که هرگز قبلا وجود نداشته است. می دانم که موقع گرفتن امضا باید به شدت امیدوار باشم: ما اعتراض نداریم، پیشنهاد راه حل داریم. گاهی که می پرسند "از که دستمزد می گیرید؟" می گویم از شما- دستمزد ما این باشد که همین اطلاع را شما به دوستان دیگری بدهید، زیرا در نهایت هوش جمعی تصمیم گیرنده است.

یک جمله دارم که مهر و امضاء من است و اگر آن را پس از امضاء کسی بر زبان بیاورم یعنی به نظر خودم کارم را زیبا انجام داده ام و آن جمله این است: "از امضاء شما متشکرم ولی اطلاع شما حتا از آن هم بیشتر ارزش دارد"


www.we-change.org

Monday, October 6, 2008

فرهنگ «بدون خشونت»

مصاحبه با رامين جهانبگلو و ناهيد كشاورز


راديو فردا - عليرضا كرماني

«پرهیز از خشونت٬ اصل اول زندگی من است و آخرین مرام و باور من نیز خواهد بود». این جمله مشهوری است که مهاتما گاندی٬ رهبر استقلال هندوستان٬ در سال ۱۹۲۲ در حالی بر زبان راند که متهم به تحریک و شوراندن مردم شده بود. از همان روزها٬ مهاتما گاندی به عنوان بنیان گذار فرهنگ «بدون خشونت» در دوران کنونی شناخته شد.

در ایران٬ اگرچه٬ کوشش های نظری و پژوهشی٬ از سال ها پیش برای شناساندن فرهنگ پرهیز از خشونت٬ از سوی تنی چند از اندیشه ورزان آغاز شد٬ اما در جامعه ای که هنوز انقلاب را از سر نگذرانده و وارد دورانی هشت ساله از جنگی خونین با یک کشور همسایه شده بود که دشمن متجاوز شناخته می شد٬ طبیعی بود که فراخوان به فرهنگ بدون خشونت٬ کمتر گوش شنوایی بیابد.

با فروکش کردن آتش جنگ و وارد شدن به دورانی که جامعه به اصلاح ساختارهای سیاسی و اجتماعی دلبسته بود٬ یعنی سال های نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ تفکر پرهیز از خشونت٬ رفته رفته جایی برای مطرح شدن پیدا کرد. در میان کسانی که کوشیده اند٬ فرهنگ بدون خشونت را با انتشار مقاله و کتاب و نیز در سخنرانی های خود٬ به جامعه ایرانی بشناسانند٬ نام رامین جهانبگلو از همه آشناتر است.

آقای جهانبگلو درباره سال هایی که برای پژوهش در این زمینه گذرانده است و نیز از انگیزه های خود، به «رادیو فردا» گفت: «نگرش من به مساله عدم خشونت، از بیست سال پیش شروع شد و بیشتر فعالیت هایی که به عنوان یک محقق در زمینه فلسفه داشتم٬ چه در مورد فلسفه های خشونت در اروپا و بعد از آن نیز توجهی که به هند و به ویژه به گاندی و بعد از او به افرادی مانند مارتین لوتر کینگ٬ دالایی لاما و نلسون ماندلا داشتم». وی افزود: «این تحقیقات بعداً به صورت خیلی فشرده و شاید دقیق تر اگر بگوییم، تبدیل به چند کتاب شد که یکی کتاب گاندی بود٬ که به فارسی هم ترجمه شد و اصل آن به زبان فرانسه نوشته شده است؛ کاری هم برای یونسکو انجام دادم که به فارسی به نام اندیشه عدم خشونت چاپ شده است و در حال حاضر هم دارم کاری در مورد گاندی می کنم و آن کتابی است که برای دانشگاه ییل می نویسم». به گفته رامین جهانبگلو، در بیست سال گذشته، تحقیقات او٬ کنفرانس ها و همکاری های نزدیک در اروپا٬ هند٬ آمریکای شمالی و در خود ایران٬ همه درباره مسایل مربوط به عدم خشونت بوده است.

پرهیز از خشونت یا جنبش بدون خشونت٬ در دهه گذشته٬ گاه و بیگاه به عنوان یک شعار٬ از زبان فعالان جنبش های اجتماعی یا فعالان سیاسی ایرانی نیز شنیده شده است. برخی از فعالان زن٬ پس از گذر از دوران تجمع های خیابانی٬ راهی را در پیش گرفتند برای گفت وگوی رو در رو با دیگر شهروندان و نیز جمع آوری امضا برای پشتیبانی از خواسته های خود، که این کوشش٬ به کمپین یک میلیون امضا معروف شد.

ناهید کشاورز٬ از فعالان کمپین یک میلیون امضا و عضو هیات تحریریه پایگاه اینترنتی «مدرسه فمینیستی»٬ درباره این حرکت و پیوند آن با جنبش بدون خشونت٬ به «رادیو فردا» گفت: «درس های زیادی در تاریخ آمریکا و تاریخ مبارزات گاندی در هندوستان٬ برای ما فعالان حقوق زنان که در جامعه ای که حکومت دینی وجود دارد و با خواسته های ما مقابله می شود، وجود دارد». خانم کشاورز افزود: «بسیاری از مواقع از خود سؤال کرده ایم که چگونه می توانیم کسانی را که در تقابل با ما هستند و کوچک ترین خواسته های ما را نا دیده می گیرند و حتی برای بسیاری از فعالان کمپین یک میلیون امضا٬ در دو سال فعالیت این کمپین٬ احکام بازداشت و زندان صادر کردند، قانع کنیم و با این شرایط چگونه می شود کار را پیش برد؟» وی ادامه ‌داد: «با این حال، زمانی که به تاریخ آمریکا یا جنبش گاندی در هند نگاه می کنیم٬ متوجه می شویم که به آنها هم انتقادات زیادی شده است و مثلاً به گاندی گفته اند اینکه فکر کنیم استعمار انگلستان با این روش ها عقب می نشیند، نوعی ساده لوحی است. با این حال، تجربه نشان می دهد که این جنبش ها توانستند موفق شوند».

آيا می توان به گسترش فرهنگ پرهیز از خشونت دل بست؟ اما در جامعه ای که به کارگیری خشونت در گذشته و حال آن٬ به عنوان یک اهرم برای پیشبرد خواسته ها رواج داشته است٬ آیا می توان به گسترش فرهنگ پرهیز از خشونت دل بست؟

رامین جهانبگلو در این زمینه گفت: «وقتی به خاورمیانه و کشورهایی مانند ایران توجه می کنید و تاریخ آنها را در نظر می گیرید٬ متوجه می شوید که خشونت در آن بسیار زیاد بوده است». وی اضافه کرد: «بر این اساس، خیلی ها اعتقاد دارند که مثلاً در میان مسلمانان، هیچگونه اشاره ای به عدم خشونت نشده است یا اصلاً نمی تواند بشود و این دو با هم مغایرت دارند؛ ولی افرادی مانند عبدالغفارخان هم بوده اند که در کنار گاندی٬ به عنوان یک مسلمان٬ به عدم خشونت اعتقاد داشتند».

به گفته جامعه شناسان٬ همبستگی گروهی٬ اعتماد به یکدیگر٬ پایبندی به تعهدات و همیاری برای حل مسایل دیگر افراد جامعه٬ سرمایه اجتماعی٬ خوانده می شود. باورمندان به فرهنگ بدون خشونت می گویند تنها در جامعه ای که٬ پرهیز از خشونت٬ به گونه یک فرهنگ٬ همگانی شده باشد٬ می توان انتظار داشت که بر این سرمایه اجتماعی٬ روز به روز افزوده شود

Saturday, October 4, 2008

فراخوان 5 اکتبر ، روزجهاني حمايت از فرزاد کمانگر و معلمان ايران

به نام آزادي

صدور احکام اداري و دستگيري فعالين صنفي و اجتماعي توسط ارگانهاي انتظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران همچنان به ميزان نگران کننده اي در جريان است ، آخرين نمونه اين برخوردها دستگيري دهها معلم و فعال صنفي در شهر تهران بود که قصد برگزاري مراسم روزجهاني معلم (5 اکتبر) را داشته اند.

همچنين فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر پس از دوسال از زمان بازداشت اکنون در بند امنيتي 209 زندان اوين نگهداري ميشود ، حکم اعدام او به تائيد نهايي ديوان عالي کشور رسيده است . وکيل ، مطلعين و جوامع حقوق بشر يکصدا بر مستند نبودن اتهامات وي ، شکنجه و ناعادلانه بودن حکم اعدام وي تاکيد نموده اند.

با توجه به شرايط حاکم بر معلمان در ايران و با توجه به اينکه با وجود اعتراضات گسترده داخلي و بين المللي به احکام صادره بر عليه معلمان و خصوصا حکم اعدام فرزاد کمانگر ، دستگاه اداري و قضائي جمهوري اسلامي تاکنون حاضر به لغو اين احکام نگرديده و احکام جديدي را نيز صادر نموده است ، لذا اين مجموعه از تمامي فعالان صنفي و فعالان حقوق بشر تقاضا دارد تا با حمايت گسترده و بي دريغ خود در روز جهاني معلم (روز 5 اکتبر برابر با 14 مهرماه) از معلمان و فرهنگيان ايران بالاخص معلم محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر حمايت نموده و در جهت جلب گسترده توجه افکار عمومي در سطح داخلي و بين المللي براي لغو احکام ناعادلانه فوق گام بردارند.


دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 11 مهرماه 1387 برابر 2 اکتبر 2008

www.hra-iran.org

Thursday, October 2, 2008

جان هفده زنداني سياسي در معرض خطر است

به نام آزادي

زندانيان سياسي کرد به نامهاي "احسان توپوز ، مراد ديار ، علي ‌احمد سليمان ، مصطفي علي احمد ، بلال چي لي گر ، نهاد تونجه‌ر ، عمر چاپراز ، جمهور ازگوچ ، يوسف اتساز" از تاريخ اول شهريورماه سال جاري براي احقاق مطالبات حقوقي خود دست به اعتصاب غذا در زندان مرکزي اروميه زدند ، نامبردگان در بيست و چهارمين روز اعتصاب غذاي خود به عنوان گفتگو با مسئولين زندان براي احقاق خواسته هاي خود به سلول انفرادي منتقل گرديدند.

سلولهاي انفرادي زندان مرکزي اروميه بعلت بافت قديمي و مرطوب خود محلي براي تشديد بيماري و تحليل قوه جسماني تلقي ميگردد ، افراد فوق که اکثراً اتباع خارجي محسوب ميگردند فاقد بستگان و وکيل در ايران مي باشند و اين موضوع بعلاوه انتقال آنان به سلولهاي انفرادي عملاً افکار عمومي را در بي خبري مطلق از آنان قرار داده و با ادامه اعتصاب غذايي که هم اکنون روز 39 آن را طي ميکنند ، وضعيت جسمي آنان به شدت وخيم گرديده و جان آنان در معرض خطر جدي قرار گرفته است.

سهند علي محمد ، بخشعلي محمدي،عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، پنج تن از زندانيان اهل حق که بيش از 5 سال است در اين زندان درحال تحمل محکوميتهاي خود هستند در اعتراض به روند غيرحقوقي پرونده خود و برخورد توهين آميز مامورين زندان و توهين به عقايد مذهبي آنان از تاريخ 25 شهريور ماه سال جاري اقدام به اعتصاب غذا نموده و در همان زمان به سلول هاي انفرادي زندان مذکور منتقل گرديدند ، نامبردگان هم اکنون در دوازدهمين روز اعتصاب غذاي خود به سر مي برند و نظر به بيماريهاي گوارشي اين زندانيان که در پي اعتصاب غذاي 25 روزه سابق آنان حاصل گرديده بود و همچنين نگهداري آنان در سلول هاي انفرادي مرطوب و غيربهداشتي زندان اروميه ، وضعيت جسمي آنان رو به وخامت ميگرايد.

زنداني سياسي کرد خليل مصطفي رجب در زندان مرکزي سقز بيش از يکماه است که در اعتصاب غذا به سر مي برد ، نامبرده از بيماريهاي جسمي عديده اي چون مشکلات مفصلي و کليوي در رنج بوده است که بعلت تداوم اعتصاب غذا وضعيت جسمي وي رو به وخامت گرائيده است .

اين زنداني سياسي کرد تبعه کشور سوريه به علت عدم داشتن خانواده در ايران و همچنين وکيل مدافع در بي خبري و بي توجهي همچنان به اعتصاب غذاي خود ادامه ميدهد ، نامبرده هم اکنون در بيمارستان سپاه در شهر سقز نگهداري ميشود.

دانشجوي زنداني کرد هدايت غزالي که از اول شهريورماه سال جاري در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده بود بعلت تداوم اعتصاب غذاي خود دچار عارضه جسمي گرديده است ، نامبرده در چندين نوبت دچار تشنج گرديده و عليرغم انتقال به بهداري زندان از تزريق سرم و شکستن اعتصاب غذاي خود امتناع نموده است . وي در حال حاضر از وضعيت بد جسمي برخوردار است و ادامه اين اعتصاب غذا جان وي را در معرض خطر قرار ميدهد.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن ابراز نگراني عميق خود از شرايط زندانيان سياسي مذکور ، سلامتي و جان آنان را معرض خطر جدي اعلام مينمايد و از مسئولين مربوطه تقاضاي توجه و رسيدگي به اين زندانيان و مطالبات قانوني آنان دارد .

اين زندانيان نيازمند خدمات فوري پزشکي هستند و همچنين مطالبات آنان قانوني مي باشد ، اميد است سازمانها و تشکلات مدافع حقوق بشر با توجه شايسته به وضعيت به شدت وخيم اين زندانيان مانع از بروز يک فاجعه انساني گردند.


دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
10 مهر ماه 1387 برابر با 1 اکتبر 2008

Wednesday, October 1, 2008

جبهه ملی ایران رفتار جمهوری اسلامی را با هم میهنان کرد محکوم می کند

سه دهه از برقراری حاکمیت جمهوری اسلامی می گذرد و حاکمان برقدرت نشسته که بر الهی بودن و امام زمانی بودن حکومت در تمامی محافل داخلی و بین المللی تاکید می ورزند، هنوز برای تثبیت و ماندگاری، با سیاست ایجاد جو وحشت، در جامعه بر بحرانهای خودساخته که به دلیل بی تدبیری و رفتار غیر مسئولانه نسبت به جامعه و کشور پدید آمده رویارویی می نمایند .

امروز، تمامی جنبش های مدنی ایران، از جمله جنبش زنان، معلمان، کارگران، دانشجویان و فعالان حقوق بشری، که تنها پیگیر مطالبات بر حق خود هستند با شدیدترین شکل ممکن سرکوب گشته و به اتهام های بی پایه و غیر واقعی بازداشت می شوند. این در حالیست که زنان مبارز ایران، در پی برابری حقوق انسانها، معلمان و کارگران در پی تشکیل سندیکاهای مستقل و حتا برای دریافت حقوق معوقه خود، و دانشجویان در پی استقلال دانشگاه و پویایی و افزایش کیفیت آموزش همتراز با دانشگاه های دیگر کشورهای جهان می باشند. اگر حاکمان جمهوری اسلامی اندکی تامل نمایند، تک تک خواسته های جنبش های مدنی نه تنها از حقوق بنیادین آنان می باشد، بلکه پیش نیاز برقراری عدالت، توسعه و دمکراسی نیز هست.

بی تدبیری حکومت های ایران، بویژه جمهوری اسلامی، در ایجاد تعادل و یکپارچگی و توزیع سرمایه و قدرت در سطح کشور، و همچنین تبعیض مذهبی بر پایه تعصب کور، سبب اعتراض هموطنان عزیزمان در برخی استانهای مرزی، از جمله سیستان و بلوچستان و کردستان، گردیده است . این هموطنان که از اصیل ترین ایرانیان می باشند، در حالیکه سی سال است فقط به علت تفاوت مذهبی با حاکمان بر قدرت نشسته بعنوان شهروند درجه دو با آنها برخورد و به شدت سرکوب می شوند، در نهایت بزرگواری همچنان پیگیر مسالمت آمیز مطالبات برحق خود در چارچوب یکپارچگی ملی ایران هستند.

امروز دشمنان ایران با روشهای آسیب زای خود نسبت به یکپارچگی ملی، دست از آستین دوست بیرون آورده اند و با سیاست های فریبکارانه خود، باعث امنیتی شدن این مناطق و بهانه دادن برای سرکوب شدن فعالان سیاسی و مدنی بدست جمهوری اسلامی شده اند .

جبهه ملی ایران ضمن پشتیبانی از همه فعالیتهای مدنی در چارچوب تمامیت ارضی ایران و یکپارچگی ملی، حمایت قاطع خود را از همه زندانیان عقیده، بویژه زندانیان کرد که در اعتصاب خوراک بسر می برند اعلام میدارد و به حاکمان جمهوری اسلامی هشدار میدهد که اگر دست از این گونه برخورد ها و سیاستهای سرکوبگرانه و خشن بر ندارند، با توجه به پویایی و شتاب گرفتن جنبش های مدنی و مردمی ایران، روزهای دشواری را در پیش رو خواهند داشت.

ما همچنین به ملت بزرگوار ایران و هم میهنان تحت ستم، اعم از صنفی و مذهبی یا سیاسی، اعلام میداریم که یگانه راه رسیدن به برابری تمام ایرانیان، دست یافتن به دموکراسی است و جبهه ملی ایران با تمام توان برای دستیابی به این هدف مقدس مبارزه خواهد نمود و در کنار شما خواهد ایستاد .

جبهه ملی ایران

تهران - 7 مهر 1387