Saturday, August 15, 2009

Women still in Iranian prisons; as the result of the protests in the aftermath of the June 12th Presidential Election


1. Atefeh Nabavi (arrested on 16 June)
2. Bahareh Dowaloo (Human Rights activist,arrested on 8 July)
3. Bahareh Hosseini (student at Bualisina University in Hamedan)
4. Bahareh Shahidi(Babol,arrested on 17 June)
5. Elaheh Imanian (student was arrested during the attack to the Tehran University dormitories at midnight on June 14)
6. Ezat Torbati (student was arrested during the attack to the Tehran University Dormitories midnight on June 14)
7. Fariba Vatankhah (27 years old,Tehran arrested on 9 July)
8. Farnaz Mo'ayerian (22-year-old)
9. Fateme Ziaii Atefeh Nabavi
10. Haleh Sahabi (54 yeasr old , Women’s activist, arrested on 05.08.2009)
11. Hengameh Shahidi (journalist ,member of Tehran branch national trust ,arrested on 29 June)
12. Jamileh Salar (Amol, 17 June)
13. Laya Farzadi (in Tabriz)
14. Layla Asfari (student at Zanjan Uni .,arrested on 16 June)
15. Leila Soleimani (arrested on 15 June)
16. Mahsa Amrabadi (journalist and blogger in Tehran arrested 14 June)
17. Malihe Dadkhah (Mohammad Ali's daughter ,8 Juky)
18. Marjan Abdolahian (photographer , arrested date :unknown)
19. Marjan Fayazi (student at Mazandaran University arrested June 22)
20. Maryam Ameri ( member of Karroubi-s Campaign)
21. Maryam Khazayee ( children's rights activist)
22. Maryam Zolfaghar
23. Marziyeh Bagheri (24 years old, arrested 9 July)
24. Mehdieh Hejazi (28 years old, arrested on 09.07.2009, currently in Evin prison)
25. Ms. Azmoudeh
26. Ms. Babakhani
27. Ms. Sabeti (member of freedom movement of Iran-Tabriz)
28. Nahid Siahvand (student at Bualisina University in Hamedan)
29. Nasrin Kargar (Kermanshah)
30. Nastaran Khodarahimi (student at Bualisina University in Hamedan)
31. Nazi Kalantari (27 years ,Tehran ,arrested on 8 July)
32. Rojin Yeganeh (Kermanshah)
33. Roshanak Siasi
34. Saiede Kordinejad (graduate student in Economics)
35. Sara Mahboubi
36. Sara Memaran (29 years old , 20 June)
37. Shahin Fathi (Unknown ) ?
38. Shahin Nasirinia (arrested on 20.06. 2009, currently in Evin prison)
39. Shahin Nourbakhsh( member of the Iran Participation Front) ?
40. Sheela Najafi (leftist activist,poet and expelled student ,Amol city )
41. Shiva Nazarahari (a member of the Reporters of Human Rights Committee and a journalist arrested 13 June)
42. Sima Didar (Blogger and activist)
43. Sima Nasrati(blogger)
44. Sogand Alikhah ( student at Mazandaran University arrested June 22)
45. Somayeh Tajdar(26 years old Tehran arrested on 9 July)
46. Somayeh Tohidlou (student was arrested during the attack to the Tehran University Dormitories at midnight on June 14)
47. Sousan Ale Agha Nasser (student, arrested on 09.07.2009, currently in Evin prison)
48. Zahra Nozari (Pouya Maqsoud Beigi 's mother who was arrested due to mourning for his son )
49. Zahra Tohidi (an expelled graduate student arrested June 17)
50. Zhila Baniyaghoub( journalist and editor in charge of the Iranian Women’s Center website arrested 20 June)
51. Zohreh Aqajari (member of Islamic Iran Participation Front )
52. Zoya Hassani

Also:

Clotilde Reiss (French journalist and graduate student at the eminent Lille Political Sciences Institute June 2009)

Missing

Mahnaz Enayati (unheard of since 20 June )


http://hambastegizanan.blogspot.com


Wednesday, August 12, 2009

آخرین اخبار از زندانیانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند

امروز عصرچند تن از نمایندگان مجلس از جمله بروجردی به اوین رفتند و برای بار دوم با زندانیان دیدار کردند اما برای بار دوم نیزحرف های بازداشت شدگان اخیر منعکس نشد و در خبر 20 و 30 هم که گزارش این دیدار منعکس شد صحبت های هیچ کدام از آنها منعکس نگردید. بسیاری از آنهایی که با نمایندگان مصاحبه کرده اند از جمله افرادی بودند که تایید کننده نامه کروبی بودند و همه بلاهایی که بر سرشان آمده را در مقابل نمایندگان با شجاعت گفته و آنها هم یادداشت کرده اند. این افراد روحیه بسیار خرابی دارند ، شب ها کابوس می بینند و الان هم به دلیل آنکه گفته اند که چه برسرشان آمده و هنوز در بازداشت هستند ، وضعیت شان متزلزل است

Thursday, August 6, 2009

كيانوش در نبرد با اژدهای استبداد



نقاشی كه كيانوش آسا در دوران كودكی كشيده بود

موج سبز آزادی : مراسم چهلم شهید کیانوش آسا، دانشجوی کرمانشاهی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات توسط ماموران دولت کودتا به قتل رسید، عصر روز پنجشنبه در کرمانشاه برگزار شد.


در آنجا برادر دیگر کیانوش سخنرانی پر شوری در مدح ایل و تبار برادرش و توانایی های او و ستایش ازمقام شهدای جنبش سبز و بزرگان دیگر آزادی ایران با نام بردن از " حضرت مصدق" انجام داد و در آخر شعری با این مضمون قرائت کرد


نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد .

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یک ریز و پی در پی ،

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .

بدین سان بشکند در من ،

سکوت مرگبارم را

sari demonstration on 14 Mordad / تظاهرات مردم ساری

Tuesday, August 4, 2009

امرداد 14 - یاد آور روز غرور آفرین پیروزی انقلاب مشروطیت/جبهه ملی ایران



در زمانیکه که نظام های استبدادی خودکامه حاکم بر اکثر جوامع بشری بودند و ارزش های انسانی برای حاکمان معنا و مفهومی نداشت و در فرایند جنگ ها سرنوشت سکنه کشور مغلوب غالبا در کشتارجمعی ،یا اسارت جمعی و بردگی خلاصه می شد ، مدیران و مدبران سرزمین ایرانی ما بنیانگذار نظم و نسقی جدید مبتنی بر همزیستی اجتماعی– فرهنگی ، تساهل و سازگاری نژادی و آزادی مذهبی بودند. آئینی که در حدود یک هزار سال دوام داشت. اما پس از آنکه جامعه ایران در فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی در معرض تهاجم های پی در پی اقوام بادیه نشین و عشیره نشین قرار گرفت و مقهور نظام های استبدادی گردید ، با مبانی دو فرهنگ متفاوت و ستیزه جو روبرو گردید : یکی مبتنی بر فرهنگ تک - بعدی و خودکفا و متعارض با فرهنگ چند بعدی ایرانی و نفی کننده و عقیم کننده ارزش های متفاوت آن ، دیگری مبتنی بر فرهنگی نهیلیستی ( نیست گرایی ) که با مفاهیم همزیستی و همکاری بیگانه بوده و امنیت واقعی خود را در نابودی مخالفین جستجو می کرد .گو اینکه در گذر زمان اندیشمندان ایرانی به ویژه دیوانسالاران موفق شدند تا حدودی مهاجمان را به ارزش های اجتماعی و سیاسی خود فرهیخته سازند ، ولی از سوی دیگر جامعه ایرانی وارث آئین ها و قوانین شوم و غیر انسانی حکام مهاجم از لحاظ مدیریت و اداره جامعه گردید . بطوریکه رویه و تصمیمات خودسرانه آنان به ویژه در امور کیفری مانند قتل عام ، شکنجه ، مکحول نمودن بینایی ، قطع و جرح اعضای بدن و غیره اثرات خاص خود را در رویه و روش استبدادی حکام بعدی به ارث گذاشت .

تاسف بارترآنکه از آغاز قرن نوزدهم که ایران عملا در طیف دیپلماسی ، سیاسی و اقتصادی غرب و مظاهراستثماری آن قرار گرفت ، حکام وقت به سبب اتصاف به سرشتی ژانوسی استبدادی و استعمار پذیری ، بیش از پیش در ایفای وظایف و مسئولیت های ملی و تاریخی خود ناتوان و آسیب پذیر شدند . چنانکه در طول یکصد و سی سال حکومت استبدادی آنها ، ناتوانی آنان در عرصه های گوناگون نه تنها منجر به از دست رفتن سرزمین هایی در شمال ارس و اترک ، مشرق و جنوب شرقی و شمال غربی شد ، بلکه در نیمه دوم قرن مزبور مجبور به پذیرش معاهدات تجاری مخرب اقتصاد داخلی و واگذاری امتیازات مشابه و رقابتی به دو قدرت استعماری زمان یعنی انگلستان و روسیه شدند.

مجموعه این ناکامی ها و نافرجامی ها در عرصه های اقتصادی ، سیاسی ، نظامی و اجتماعی موجب گردید که نواندیشان ، آزاد اندیشان ، آگاهان و فعالان سیاسی برای برون رفت از نظام استبدادی و استعمار زده وقت ، تغییر وضع موجود و استقرار قانون را به معنای روز خود تبلیغ و تجویز نمایند . روندی که زمینه ساز جنبش مردم ایران برای نیل به آزادی و عدالت خواهی گردید که فرآیند آن انقلاب مشروطیت و پیروزی آن شد . بی شک این رویداد در زمانی که در دو قاره آسیا و آفریقا فقط شش کشور ظاهرا مستقل ( ژاپن ، چین ، ایران ، عثمانی ، حبشه ، لیبریا ) وجود داشت ، از اهمیت خاصی برخوردار بوده واحتمالا بنحوی در انقلاب 1908 ترک های جوان و انقلاب مشروطه 1911 چین موثر بوده است .

با اینکه دولت مشروطه تنها پس از یک سال با مشکلات ، محدودیت ها و تحمیلات قدرت های استعماری از جمله عهدنامه 1907 ( ناظر به تقسیم ایران به دو منطقه تحت نفوذ ) ، استبداد صغیر ، دوران فترت و بالاخره اشغال ایران در جنگ بین الملل اول مواجه گردید، ولی نمایندگان منتخب ملت ایران تا مجلس چهارم در حفظ و دفاع از منافع و مصالح جامعه ایران صادقانه کوشا بودند .

دریغا که پس از اتمام جنگ بین الملل اول اگر چه نظم نوین جهانی در محدوده میثاق جامعه ملل به ویژه اصل آزادی تعیین سرنوشت مردم از یکسو و بروز انقلاب اکتبر روسیه از سوی دیگر به ویژه پس از نا فرجامی و ناکامی وقوع انقلاب کارگری در اروپا و چرخش از استراتژی انقلابی به استراتژی دفاعی و درون گرا بعد از 1919 ، که فضا را برای رشد و تحقق ارزش های مشروطیت فراهم نموده بود ولی جامعه ایران با کودتای استبدادی 1921 و استقرار مجدد حکومت استبدادی مواجه گردید . گواینکه در دوره بیست ساله نظام استبدادی اقداماتی در زمینه نوسازی جامعه انجام گرفت ولی نظام مشروطیت عملا تعطیل و آزادی مورد نظر ملت در محاق نظام استبدادی وقت قرار گرفت .اگرچه در طول جنگ بین الملل دوم و بعد از آن در مقاطعی به ویژه دوران سه ساله نهضت ملی کردن نفت ، جامعه ایران از برخی اصول و مضامین آزادی از جمله آزادی بیان ، قلم ، مطبوعات ، احزاب ، تجمعات ، و نقش فعال قوه مقننه بهره مند گردید اما نهضت ملی شدن صنعت نفت با تمام اثرات فراگیر داخلی و خارجی آن مقهور کودتای ننگین 28 مرداد گردید و بار دیگر استبداد در کسوت مشروطیت به حیات خود ادامه داد .

دریغ و درد آنکه در زمانیکه ارزش های جهان شمول بشری مندرج در منشور ملل متحد ، اعلامیه جهانی حقوق بشر ، میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی سر لوحه قوانین اساسی بسیاری ازکشورها قرار گرفته بود و در پرتو جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه تعداد کشورهای مستقل آسیایی و آفریقایی از شش کشور به بیش از یک صد کشور افزایش پیدا کرده بود و مردم ایران که از فرایند مشروطیت استبداد زده به رنج و درد آمده بودند برآن شده بودند که در پرتو جنبش همگانی 1357 نظم نوینی را بر اساس آزادی ، مردم سالاری و حکومت قانون بنا نمایند ، ولی غافل از اینکه این انتظارات دولت مستعجلی بیش نبود واز درون و لابه لای حوادث پیش آمده چون گروگان گیری ، جنگ تحمیلی هشت ساله و غیره استبداد مذهبی با تمام ویژگی هایش در مقام چالشگری نسبت به حقوق بشر و آزادی های اساسی برآمد. جویندگان مردم سالاری و حکومت قانون یا به حاشیه رانده شدند و یا در زندان ها جای گرفتند و برخی نیز مجبور به جلای وطن گردیدند و اسف بارتر اینکه اصلاح طلبان و طالبان تغییرات مسالمت آمیز برخاسته از دورن همین نظام مذهبی نیز بتدریج سرنوشتی مشابه غیر خودی های اعلام شده پیدا نمودند .مردم ایران با صد سال تجربه پای صندوق رفتن حضور در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را امری ضروری برای رفع نا بسامانی ها و نارسائی های موجود در امور داخلی و خارجی و پایان دادن به ادامه وضع موجود تشخیص دادند و به این امید که با شرکت درانتخابات به این مقصود مهم دست می یابند در آن شرکت نمودند.

غافل از اینکه فرآیند انتخابات مورد بحث از قبل بنفع نامزد مورد نظر نظام که شکستش قطعی بنظر می رسید تنظیم و مهندسی شده بود و به طرزی ناشیانه ، عجولانه و نابخردانه پیروزی کاندیدای نظام حاکم اعلام شد . وقتی حکومت انحصار طلب و تمامیت خواه با اعتراض آرام ، مسالمت آمیز ، قانونمند و متمدنانه میلیونی مردم روبرو می گردد به اقتضای طبیعت استبدادی اش در مقام سرکوبی معترضان قانونمند برآمده به ضرب و شتم ، زندان ، شکنجه و کشتار آنان دست می یازد . اقداماتی که نه تنها انزجار داخلی بلکه اعتراض و انتقاد جهانی را در پی داشته است .

شگفت آنکه در آستانه روز 14 امرداد که یاد آور روز غرور آفرین پیروزی انقلاب مشروطیت و فداکاری های شهدای راه آزادی و عدالت است ، مردم ایران پس از گذشت یک صد سال از این وریداد هنوز برای تحقق الفبای اولیه آزادی و دموکراسی با نظام استبدادی مذهبی روزدر مبارزه هستند. آنهم در شرایطی که خواست ها ، درخواست ها ، و استدلال های مسالمت آمیز و قانونمند آنها با واکنش های خشونت آمیز مواجه می شود . اسف بارتر اینکه درآستانه روز 14 امرداد که یاد آور پیام آزادی و آزادگی پدران آنهاست و ظاهرا می بایست با شادمانی و شادی برگزار گردد ، مردم ایران باید شاهد مراسم تحلیف فردی باشند که منصوب فرایند شمارش مخدوش آرای انتخابات و احراز کننده غیر مشروع مقام ریاست جمهوری است و بدین ترتیب جو ارعاب ، اخافه ، خشونت و کشتار جاری با این رویداد نامیمون رقم زده می شود . غافل از اینکه مردم ایران با الهام و پیام برگرفته از ندای آزادی و عدالت خواهی پدران خود در یک صد سال گذشته و با اعتقاد و پای بندی به ارزش های جهانشمول حقوق بشر و آزادیهای اساسی و تعهدات بین المللی ناشی از آن ، قویا در راه تحقق آزادی و مردم سالاری کوشا بوده و برآن هستند که جنبش آزادیخواهی را به سر منزل مقصود یعنی استقرار دموکراسی و حقوق بشر و حکومت قانون برسانند .

جبهه ملی ایران ضمن تاکید به همبستگی هر چه بیشتر صفوف کنشگران آزادی و مردم سالاری آنها را به ادامه اعتراضات آرام و مسالمت آمیز برای پایان دادن به وضع خفقان آور موجود و مظاهرغیرانسانی آن فرا می خواند و بر این باور است که رودهای کوچک و متفرق مقاومت و مبارزه مردم سرانجام چون سیل به دریای خروشان آزادی می پیوندند.

تهران - جبهه ملی ایران

10/5/88

Thursday, July 30, 2009

بیانیه بیش از 800 نفر از فعالان جنبش زنان: فرزندان جنبش زنان را آزاد کنید


تغییر برای برابری : این بیانیه را جمعی ازفعالان جنبش زنان برای آزادی فعالان این جنبش نوشته اند. این دومین بیانیه ای است که در پی رخدادهای اخیرو بازداشت گسترده مردم و فعالان مدنی و سیاسی از سوی فعالان جنبش زنان صادر می شود. در بیانیه نخست حدود 600 تن از فعالان جنبش زنان از مسولان خواسته بودند:" به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد/ کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد"

در این بیانیه خواستار آزادی فرزندان جنبش زنان و مدافعان این جنبش شده اند، شادی صدر، یکی از بازداشت شدگان جنبش زنان که در این بیانیه برای آزادی وی امضا شده است، قبل از انتشار این بیاینه آزاد شد :

فرزندان جنبش زنان را آزاد کنید

کشور ما روزهای سختی را از سر می گذراند؛ روزهای پر تنش، پر التهاب و پر خشونت. فعالان جنبش زنان همواره در طول سالها تلاش برای تغییر وضعیت زنان، که مقدمه هر تغییر مثبتی در جامعه است، ثابت کرده اند که روشهایی چالشگر اما صلح آمیز و بی خشونت را برگزیده اند.

اما امروز گویا روز دیگری است؛ آنان را که سخن از صلح و آرامش و برابری زده اند به جرم آشوب به بند می کشند. کسانی را که با سکوت ، سخن گفته اند دهان می درند و آنان را که در جستجوی عدالت چشم جرخانده اند، نگاه می کشند.

مردم، به خیابان نگاه کنید، این همان خیابانی است که در تمام این سالها فعالان اجتماعی، بویژه فعالان جنبش زنان در آن حقوق از دست رفته خود را با زبان سکوت و در کمال آرامش و مدنیت طلب کرده اند. این همان خیابانی است که آنها کوچه به کوچه و امضا به امضا در آن از "حق" سخن گفته اند. این همان خیابانی است که در آن از زبان "سنگ" گلایه کرده اند. امروز ما تجربه های پیشین را در گستره ای به وسعت ایرانمان بازمی خوانیم.

فعالان جنبش زنان از روزهای نخست اعتراضهای مدنی مردمی به روند نتایج انتخابات، در کنار مردم و همصدا با آنها از حق خود سخن گفته اند. آنها در دل رودخانه هایی که در خیابانها به حرکت در می آمد حضور داشتند. هم در قلب خیابانها بودند و هم مثل همه خشونتها قربانی ردیف نخست ! آنها همصدا با مادر ندا ضجه زدند . هم آوا با مادر سهراب فریاد کشیدند و هم نوا با همه مادران عزادار سیاهپوش ، مشت گره کردند. جنبش زنان ایران ، در این روزها صفآرایی مستقل از مردم نداشت. زیرا جز این نیست که آنها همواره سخن از زبان مردم گفته اند و امروز مردمند که سخن از زبان آنها می گویند.

اینک، ما جمعی از فعالان جنبش زنان ایران این روزها مثل همه مردمی که فرزندانشان را در بند می بینند، برای آزادی آنها فریاد دادخواهی سر می دهیم . ما مثل همه کسانی که آزادی را حق و شان همه مردم می دانند، نام فرزندان جنبش زنان راکه خود منادی حق بوده اند، فریاد می کنیم : فرزندان ما را آزاد کنید؛ "ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی، شادی صدر، شیوا نظرآهاری،کاوه مظفری، مهسا امرآبادی، هنگامه شهیدی و سمیه توحیدلو" را آزاد کنید!

مدافعان جنبش زنان، وکلا و روزنامه نگاران دربند "عبدالفتاح سلطانی، محمدعلی دادخواه، عبدالرضا تاجیک، کیوان صمیمی و مسعود باستانی" را آزاد کنید!

ما، خواهران، مادران و دوستان آنها، از سلامتی و حفظ جانشان نگرانیم. زیرا تجربه سهرابها را در خاطره داریم.

از قوه قضائیه ایران که رسما مسوول نگهداری از زندانیان است و از هر مقام مسوولی که ایشان را در بند کرده است، می خواهیم آنها را بدون قید و شرط و در کمال سلامت و امنیت آزاد کند.

بدون شک این همه خواسته ما نیست. ما همدرد با همه داغداران این روزها خواسته های فراوان داریم که در جای خود خواهیم گفت. اما در گام نخست، فرزندان جنبش زنان را به دامان خانواده هایشان بازگردانید. نگذارید خشونت پراکنی بیش از این منتشر شود که شومی آن دامان همگان را خواهد گرفت که هیچ کس در این میان رویین تن نیست.

آتنا تارخ , آتیه یوسفی , آذر حدادی , آذر عفیف , آذر فخر , آذر معصومی , آرام دیل مقانی , آرتمیس حبیبی آزاد , آرزو آزادی , آرزو فاضل , آرش آهنگر قشقایی , آرش احمدی نسب , آرش حافظی , آرش رحیده , آرش نصیری اقبالی , آرمان ایرانی , آرمان خوزنی , آرمان دماوندي , آریانا نوبهار , آزاد مرایان , آزاده بلبل امیری , آزاده خسروشاهی , آزاده فرامرزیها , آزاده نصر , آزاده نوری نژاد , آزاده کیان , آزادی سعیدی , آزیتا رضوان , آسیه امینی , آمنه شیرافکن , آمنه نصر رمزی , آناهیتا ابراهیمی , آناهیتا پوینده , آناهید آباد , آهو رهاییی , آیدا سعادت , آیدا کروفلی , آیدین سالک , آینا قطبی یعقوبی , آینده آزاد , ابراهیم شداریان , ابوطالب قنبری , احترام شادفر , احسان نجف زاده , احمد احمدیان , احمد افقهی , احمد بیگلو , احمد بیگلو, احمد رسولی , احمد فاتحي , احمد نسیمی , اسدالله منتظری , اسماعیل زرگریان , اشرف چیتگرزاده , اشرف هاشمی , اعظم پیله ور , اعظم خاتم , افروز ناصرشریف , افسانه گودرزی , افسر موسوی , الناز انصاری , الناز محمدی , الهام شيخ زاده , الهام قیطانچی , الهام هاتف , الهه امانی , الهه شریف پور (هیکس) , الهه مهولاتي , الهه کولائی , الکا هدایت , الی ایرانی , الی کاشی , الیکا هدایت , ام البنین اشرفی , امجد امجدی , امير صلواتي فعال سياسي , امين ضرغام , امیر آذر , امیر جواهری لنگرودی , امیر حسین بهادری , امیر حسین فتوحی , امیر حسین گنج بخش , امیر خالقی , امیر رشیدی , امیر سرپولکی , امیر فرشاد ابراهیمی , امیر مقصودی , امیر کاسمی , امیر یعقوبعلی , امین علم الهدی , امین ملک محمدی , انوش , انوشیروان خان , ايرج اورجی , ايمان غلامرضابيگي , اکبر تمدن , اکبرمهدی , اکرم خیر خواه , اکرم کاظمی , اکرم کوهساری مرند , ایران میر حبیبی

ب.روشنفکر , بابك صحرانورد , باران ت , باربد گلشیری , بامداد داودی , باوند بهپور , بردیا شاه نظری , بلال مرادویسی , بنفشه هوشمند , بهار الف , بهار فامیلی , بهارا بهروان , بهاره افقهی , بهاره دولو , بهرنگ شاهین پر , بهروز خليق , بهروز فدایی , بهزاد لاهورپور , بهزاد راد , بهزاد مهرانی , بهزاد کریمی , بهمن غلامی , بهمن محمدی , بهناز شکاریار , بوشرا خامنه ای , بیتا یاری

پانته آ حق پناه , پرتو تهرانی , پرتو نوری علا , پرستو اله ياري , پرستو دوكوهكی , پرستو فروهر , پرناز(نازی) عظیما , پروانه امیدی , پروانه باطنی , پروانه رحمانی , پروانه گرفتاری , پروانه وحیدمنش , پرویز جهانگیر راد , پرویز همایون نژاد , پروین اردلان , پروین اشرفی , پروین بختیارنژاد , پروین ملکی , پریا صابری , پریا میرحاج , پریسا احمدیان , پریسا هاشمی , پریسا کاکائی , پریسا کریمی , پریناز اتابکی , پژواک , پگاه احمدی , پوپک عظیمی نژاد , پوپک عظیمی‌ نژادی , پويا عزيزي , پویا سلحشور , پویا نعمت‌اللهی , پویان رمضانعلی , پرستو محمدی، پروین ابکی

تارا ایرانی , تارا سپهري فر , تایماز منقبتی , ترانه بنی یقوب , ترانه جلیلی , ترانه ضرغامی , تلماک طباطبایی , تهمينه كمانگير

ثريا قزل اياغ , ثریا فلاح دبیر کمیته حقوق زنان کرد آمریکا , ثریا یوسفی، ثریا زنگبری

جواد منتظری، جلوه جواهری , جمال الدین سجادی , جمشید آیین دار , جمشید مهر , جمیله داوودی , جمیله ندایی , جواد برزگر , جواد پارسا , جواد لگزیان

حامد اسلامی , حامد حسینی , حسام میثاقی , حسن رحیمی بیات , حسن زحطاب , ‫حسن عرب زاده حجازی , حسن میرانی , حسن نادری , حسن نایب هاشم , حسن نجفی , حسین اشرفی , حسین خرمی , حميده نظامي , حمید اشرفی , حمید بهشتی , حمید حمیدی , حمید دباشی , حمید رضا غریبی , حمیدرضا ظریفی نیا , حمیدرضارضایی , حمیده تقی زاده , حمیده سهرابی , حمیده وطنی , حوا تهرانی ، حمید میرارمندهی

خدیجه مقدم , خسرو ب , خسرو پورحسینی , خسرو تجربه کار , خسرو چاووشی , خسرو خواجه نوری , خورشید عابدین

داریوش آشوری , داریوش حبیب خوانی , دانش باقرپور , داود محو بیدختی , داوید فاخری , دكترمهران محمودي , دل آرام م , دنا راد ر. اجانی ،راحله جلالی , راحله حسینی , راحله زنجانی , راحله کشتگر , راشین علی نژاد , راضیه نوروزیان , رزا اسلام پور , رزا حسامی , رزا قره چورلو , رزيتا روزبهاني , رضا اسکندری , رضا بی شتاب , رضا جعفری , رضا حسن پور , رضا زارعی , رضا علیجانی , رضا قاسمی , رضا قاضی نوری , رضا نشاط , رضاسیاووشی , رضوان مقدم , رعنا طایفی , رها سربلند , رها عسگری زاده , روجا بندری , روح انگيز كراچي , روح انگیز شریفیان , روحی افسر , روحی شفیعی , روزبه سيدي , روزبه میرچرخچیان , روشنک فولادپور , رویا اصلانی , رویا پازوکی , رویا کاشفی , ریحانه روحانیان، رزا قراچورلو

زارا امجديان , زهرا توفیق عصری , زهرا توللي , زهرا داوری , زهرا غنی , زهرا مجیدی , زهرا مینویی , زهرا نبوی , زهره ارزنی , زهره اسدپور , زهره امینی , زهره خیام , زهره شجاعی , زهره معینی , زیبا میرحسینی , زیلا موحد شریعت پناهی , زینب پیغمبرزاده , زینب منصوری، زهره برومند

ژاله چگنی , ژیلا شرقی , ژینا مدرس گرجی، ژانت آفاری

ساچلی افلاکی , سارا احمدزاده , سارا اسمی زاده , سارا امینی , سارا بابائیان , سارا دربندي , سارا صباغیان , سارا منصوری , سارا موبینی , سارا موسوی خوئینی ها , ساره خلیلی , ساسان آقایی , ساقي لقايي , سامان امینی , سامان رسول پور , ساناز الله بداشتی , ساناز محسن پور , سپیده عباس زاده , سپیده وطن خواه , ستار رحمانی , ستاره جوادی , ستاره هاشمی , سحر ابوالنصر , سحر افروزمهر , سحر صنیعی , سحر مفخم , سرور میرزازاده , سروش ایزدی , سعيد آگنجي , سعید ابویی , سعید اشکان , سعید جلالی فر , سعید رفیعی منفرد , سعید رهنما , سعید عبدی , سعید فخرابادی , سعید مهتاب , سعید موسوی , سعید وفایی , سعیده اسلامی , سمانه ابولپور , سمانه عابديني , سمانه فرید , سمانه موسوی , سمیرا احمد زاده , سمیه رشیدی , سمیه سعیدی , سمیه فرید , سمیه گلی , سنا مخول , سهیل ایرانی , سهیلا احمدزاده , سهیلا ستاری , سهیلا گلشاهی , سهیلا وحدتی , سودابه مرتضایی , سوسن شریعتی , سوسن شعبانی , سوسن طهماسبی , سوسن گلگیری , سوسن محمدخانی غیاثوند , سوفیا صدیق پور , سوگل حسيني , سوگل موسوی , سولماز ایکدر , سيمين بهبهاني , سیاوش احمدی نسب , سیاوش جلیلی , سیاوش راجی , سیاوش منتظری , سیما حسین زاده , سیمین روزگرد , سیمین فامیلی،سارا کنت،سورن مردوخی، ساری سردانی

شادی امین , شادی صدر , شاهرخ وزیریان , شاهین ابوسعیدی , شاهین فاتح راضی , شبنم شرف , شبنم مهاجر , شراره رييسي , شعله آذر , شعله ایرانی , شعله شاهرخی , شقایق کمالی , شكوفه آذر , شكوفه امين , شهاب الدین شیخی , شهاب مباشری ,شهاب میرزایی، شهرام قنبری , شهرزاد ایرانی , شهرزاد بهار , شهرزاد کریمان , شهرساد امیری , شهرنوش پارسی پور , شهلا ابقری , شهلا اعزازی , شهلا روحانیان , شهلا زند , شهلا سلطان زاده , شهلا فرجاد , شهلا فروزانفر , شهلا لاهیجی , شهلا وطنی نیا , شهناز روحانیان , شهيندخت مولاوردي , شورانگیز داداشی , شيما فرزادمنش , شکوفه منتظری , شکوه ميرزادگی , شیدا محمدی , شیرین اردلان , شیرین خوانساری , شیرین عبادی , شیرین فامیلی , شیرین کریمی , شیوا بدیهی نژاد, شیوا نوجو، شیرین دخت دقیقیان،شهره محولاتی، شاهین ناوی

صابر حسنی , صادق کار، صبا واصفی , صبری نجفی , صبریه نجفی , صدرا عبداللهي , صدیقه جعفری , صدیقه عدالتی , صغری زارع , صغری علی پور , صفار ساعد , صمد امیری , ضرغام محمودی

طاهره خرم , طاهره نجف زاده , طلعت تقی نیا , طه ولی زاده , طیبه مونسان , طیبه نجف زاده

عارفه الیاسی , عاليه مطلب زاده , عباس عبدي , عباس مخبر , عباس میلانی , عباس نوربخش , عبدالوهاب عطاری , عذرا طباطبایی , عربی معصومه , عشا مومنی , عصمت کارگرپور , عطیه وحیدمنش , علي كبيري , علي كلائي , علي مليحي , علي نيكويي , عليرضا كرماني , علی اتحاد , علی اجاقی , علی امینی , علی اکبر خسروشاهی , علی اکبر مهدی , علی پور نقوی , علی پورسان , علی تارخ , علی روح الهی , علی شهرستانی , علی طایفی , علی عبدی , علی فتوتی , علی گلشاهی , علی ماشولی , علی مختاری , علی نعمت پور , علی هادی زاده , علیرضا جوادی , علیرضا عالمی , علیرضا هومان، علی قوچی

غزال امیری , غزال شولي زاده , غزاله دال , غزل قهقايي , غلامحسین رئیسی

فائزه رحیمی , فائقه کوبر , فاطمه خادم مولا , فاطمه آزودی , فاطمه اشرفی , فاطمه اکبری , فاطمه بیات , فاطمه پوراحمد , فاطمه خوشرو , فاطمه رضایی , فاطمه روحانیان , فاطمه سیمی , فاطمه شالدهي , فاطمه شمس کهن , فاطمه شهبازي , فاطمه صادقی , فاطمه صالحی , فاطمه صفائيان , فاطمه فرهنگ خواه , فاطمه گوارایی , فاطمه مسجدی , فایزه مدرس گرجی , فتانه عبدالحسینی , فتانه فراهانی , فخری شادور , فخری نامی , فرامرز هادی زاده , فرانک چالاک , فربد فخار , فرح پزشکی , فرح ش , فرحناز محمدی , فرخ فروزان کرمانی , فرخنده جبارزادگان , فرزاد ایرانی , فرزانه ایل بیگی , فرزانه جلالی , فرزانه طاهری , فرزانه عشقیان , فرزانه فصیحی , فرزانه یوسفی , فرزين اميري , فرشاد رمزي , فرشاد ملکان , فرشته شیرازی , فرشته فراهانی , فرشته قاضی , فرشته مولوي , فرشته مولوی , فرشته نوبخت , فرشته کاویانی , فرشته کیان , فرنوش هاشمیان ، بوستون , فرهاد دادفر , فرهاد داودی , فرهاد شرفي , فرهمند عليپور , فرهود هاشمیان , فروزان اسلامی , فروغ رحمانی , فروغ سمیع نیا , فروغ قره داغی , فريده حيدرزاده , فريده غائب , فریبا اهواز , فریبا داودی مهاجر , فریبرز شمشیری , فریبرز هادی زاده , فرید هاشمی , فریده پورعبدالله , فریده رستمی , فریده شبان فر , فریده یزدی , فریور تبریزی , فهیمه اسلامی , فواد شمس , فيروزه از تهران , فیروزه صابر , فیروزه ملت دوست , قاسم اشرفی , قاليچيها مريم , قدسی سرمست , قرید مهروانی، فهمیه روبیلو, فروه اسکندری، فریاری نیکزاد

كامران طاهباز , كاوه قاسمی كرمانشاهی , كبوتر ارشدي , كيوان مهجور , کامران امیری , کامران بزرگ نیا , کامران نوزاد , کاوه رضائی شیراز , کاوه هامونی , کبری اسمعیل زاده , کبری سلیمی , کبری قاسمی , کتایون پیرنیا , کلارا مرادیان، کیانا کریمی , کیانوش سنجری , کیوان نظام , گلبرگ باشی , گلرخ سپاس دار , گلستان لیلا , گلناز ملک , گندم احتشام , گوهر بیات , گيسو فغفوري

لادن کریمی , لاله حسن‌پور , ليلا خلج زاده , لیلا الیکایی , لیلا صحت , لیلا عرب , لیلا منصور , لیلا موری

م خ , م فهیمی , م. انصاری , مارال س , ماریا رشیدی , ماتی وکیلی ، ماریا نوری , مازیار سمیعی , مانلی فخریان , مجتبی سمیع نژاد , مجتبی عابدیان , مجید امیدوار , مجید جابری , محبوبه حسین زاده , محبوبه عباسقلی زاده , محبوبه مجتهدی , محبوبه محبی , محبوبه کرمی , محسن مالجو , محمد افسری , محمد حسین , محمد روح الهی , محمد ستار فر , محمد شفابخش , محمد فرزانه , محمد فلاح نيا , محمد مصطفایی وکیل دادگستری , محمد هادی زاده , محمد واثقی , محمد کاظم متولی , محمد یعقوبی , محمود اسلامی , محمود اشرفی , محمود ایرانی , مراد باسره , مرتضي اسدي , مرتضی ثقفیان , مرجان آزادی , مرسده هاشمی , مريم زندي , مريم ياسمين , مریم اشرفی , مریم امی , مریم اهری , مریم بهرمن , مریم بیدگلی , مریم حسین خواه , مریم رحمانی , مریم رضایی , مریم رونقی , مریم سالک , مریم عرب عامری , مریم قنبری , مریم گنجی , مریم مالک , مریم مجد , مریم هادی زاده , مریم کسایی , مژگان ثروتی , مژگان مستوفيان , مسعود امیرخلیلی , مسعود بهنود , مسعود رسا , مسعود شاطری , مسعود شکری , مسعود شیبانی , مسعود هراتی , مسعود وطنی , مظفر کوشک جلالی , معصومه اكرمي , معصومه مظفری , معصومه وطني , مقصود صالحی , ملودی دادرسان , ملیحه برزگر , ملیحه تیره گل , ملیحه تیره ک , ملیحه. محمدی , مناف عماری , منصور بنکداریان , منصوره خسروشاهی , منصوره شجاعي , منصوره کاویی , منوچهر فاضل , منوچهر بلبل امیری , منوچهر نامورآزاد , منیره کاظمی , منیژه تام , منیژه شکوهی تبریزی , مهناز محمدي , مهديه فراهاني , مهدی اسلامی , مهدی بابا صادقیان , مهدی فرجی , مهدی قلیزاده اقدم , مهدی معصومی , مهران فرجی , مهرانگیز کار , مهرداد دادرسان , مهرنوش اعتمادی , مهرنوش خ , مهرنوش رمضانعلی , مهرنوش مزری , مهری جعفری , مهری میر حسینی , مهسا برخوردار , مهسا فامیلی , مهسا نوری , مهشاد بنی اعتماد , مهشاد درستی , مهشید راستی , مهناز کوکبی , مهناز امیری , مهناز حاتمی , مهناز خ , مهناز خزائی , مهناز دشتی , مهناز محمدي , مهوش علی زاده , مهین پیران , مهین خدیوی , مهین دخت عمرانی , مهین فهیمی , مونا محمدزاده , ميترا سراني اصل , ميترا مقيمي , میترا اسفری , میترا زاهدی , میترا کردستانی , میثم قاسمی , میر حمید سالک , میراث جواهری , مینا جعفری-وکیل دادگستری , مینا ربیعی , مینا شکری , مینا مانی قلم , مینو جلیلی , مینو کیامان , میهن جزنی محمدرضا نیکفر

نادر افشار , ناز اتابکی , نازافرین نظراهاری , نازي اميني , ناصر پاکدامن , ناصر زراعتی , ناصر کاخساز , ناهید توسلی , ناهید جعفری , ناهید خیرابی , ناهید شبان فر , ناهید مسلم , ناهید میرحاج , ناهید همت پور , ناهید کشاورز , نجات اشلی , ندا برهانی , ندا پویازاده , ندا فرشچی , نرگس پورحسینی , نرگس ترمشیر , نرگس خسروی , نرگس طیبات , نرگس محمدي , نرگس محمدی , نرگس هاشمی , نرگس کرمانشاهی, نریمان رحیمی , نسترن امجدی , نسرين ستودن , نسرین حمیدی , نسرین ستوده , نسرین سیاوشی , نسرین فرهومند , نسیم سرابندی , نصور نقی پور , نفیسه زارع کهن , نگار انسان , نگار رهبر , نگین احتسابیان , نوا حبیب خانی , نورالدین غروی , نوری نیکزاد , نوشا اتابکی , نوشابه امیری , نوشين جعفري , نوشین احمدی خراسانی , نوشین کشاورزنیا , نوید محبی , نیتا زند سیگال , نیره توحیدی , نیلوفر انسان , نیلوفر بیضایی , نیلوفر گلکار , نیلوفر مهدیان , نیلوفر کشمیری , نیما قاسمی , نینا وباب , نیکزاد زنگنه , نیکی شریف، نیره نیبودی

هادي آذري , هادی کاشف , هاله انواری , هاله نیازمند , هانيه يوسفيان , هایده تابش , هایده مقیسی , هدیه بستان , هرموز کِی , هژیر پلاسچی , هما همایون , هومان اسلامی

وجیهه الزمان معتمد , وجیهه برزگر , وجیهه قلی پور , وحیده مولوی , ويدا قنبرپور , ویدا آزادی , ویدا حاجبی , ویدا خسروی , ویدا سلیمانی , ویدا قهرمانی

ياسمن عامرى , یاس ملک نصر , یاسمن برزگر , یاسمن تورنگ , یاسمن موسوی , یاسمن نیلفروشان , یاسمین امین , یاشار سالک , یاور خسروشاهی , یحیی بزرگمهر , یحیی خیابانی , یحیی رایگانی , یونس تراکمه،

برای امضای بیانیه به لینک زیر بروید:

فرزندان جنبش زنان را آزاد کنید
یا
https://spreadsheets.google.com/viewform?hl=en&formkey=dFJxNm84S3ZIbW5jWVZ1YWZOQWhzb2c6MA

Wednesday, July 15, 2009

دعوت جبهه ملی ایران به گردهمایی برای گرامیداشت شهدای سی ام تیر و تمامی شهیدان راه آزادی ایران

به نام خداوند جان و خرد


" ای مردم، من به جرات می گویم که استقلال ایران از دست رفته بود، ولی شما با رشادت خود آن را نگهداشتید ... ای کاش مرده بودم و ملت ایران را این طور عزادار نمی دیدم ... "

دکتر محمد مصدق

سی ام تیرماه 1331

پنجاه و هفت سال پیش، که جنبش نوپای ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، بر آن بود ، تا در عرصه سیاست داخلی آزادی انتخابات و مطبوعات و استقرار حاکمیت ملی بر اساس قانون اساسی مشروطه را به منصه ظهور رساند و در پهنه سیاست خارجی، موازنه منفی و ملی شدن صنعت نفت را برای ملت ایران به ارمغان آورد، مانعی عمده بر سر راه بود، و آن اینکه، استبداد وقت می خواست تا با رویکردی انحصارگرایانه، قدرت مطلق را در دست داشته باشد و با تحریف و نقض قانون اساسی مشروطه که ثمره جان و اندیشه کوشندگان راستین راه آزادی بود، ابزار کارایی و مجال عملکرد دولت قانونی را محدود سازد، که استعفای اعتراض آمیز دکتر مصدق و جنبش اعتراض مدنی پس از، آن پیش بینی ها و معادله های تصاحب قدرت و تسلط بر قوه مجریه را بر هم ریخت .

دولت منتصب به دربار، در آغاز کوشید تا با تکیه بر نیروی قهریه تفنگ و سرنیزه، و ایراد خطابه های تهدیدآمیز و عوامفریب، مشروعیتی میان تهی را برای خویش فراهم آورد، غافل از آن که روح جمعی و خودآگاهی ملی، وجدان ملتی را به خروش آورد که ارزش های از جان گرانبهاتر خود، آزادی و منافع ملی را در خطر می دید . حضور صلح آمیز و اعتراض مدنی ایشان را حاکمیت استبدادی برنتابید و به خشونت و ددمنشی دست یازید و خون شمار زیادی از فرزندان پاک نهاد این مرز و بوم را بر سنگفرش های میدان بهارستان روان ساخت، اما در عزم راسخ ملت ایران خللی وارد نگردید و استبداد مطلقه را به عقب نشینی و تمکین وادار ساخت که به خواست مردم گردن نهد .

خون آن شهیدان سرفراز، زمان و مکان را درنوردیده است و در شریانهای تاریخ این کهن بوم بر ساری و جاری است . خون هایی که نهال های برومند دیگری را آبیاری ساخت و فرزندان سربلند دیگری را در سایه سار آنها پرورید، که حماسه های جاودانه دیگری را رقم زنند . حماسه 16 آذرماه 1332 ،حماسه نهضت مقاومت ملی، هشت سال دفاع میهنی، هجدهم تیرماه 1378 و ... تا حماسه های خونبار و سترگ خردادماه و تیرماه هشتادوهشت که هر یک چامه ای سرشار از افتخار و اندوه است .

اکنون ماییم و میراث آن جان باختگان آرمانخواه، که جهانی دیگر و ایرانی آزاد و آباد را می خواستند رقم زنند و در این امید جان گرامی به نثار آوردند. به یاد ایشان، به یاد شهیدان سی ام تیرماه، به یاد شهیدان راه آزادی و مردمسالاری و منافع ملی، و با درود به شهیدان پویش و خیزش آگاهانه و مدنی خرداد و تیرماه هشتادوهشت، گردهم می آییم و با نثار گل و ادای احترام بر مزار متبرکشان در ابن بابویه، نام و یاد و راهشان را گرامی میداریم .

آن عاشقان سرزه که با شب نزیستند رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

فریادشان تموج شط حیاط بود چون آذرخش در سخن خویش زیستند

مرغان پرگشوده توفان که روز مرگ دریا و موج و صخره برایشان گریستند

زمان : سه شنبه سی ام تیرماه - ساعت 17

مکان و محل حركت : میدان هفت تیر جنب مسجد امام جواد

Tuesday, July 14, 2009

نگرانی شدید از وضعیت اعضای بازداشت شده جبهه ملی ایران



در روزهای ابتدایی پس از کودتای انتخاباتی تنی چند از اعضای جبهه ملی ایران ، آقایان کورش زعیم عضو شورای مرکزی ، پیمان عارف و حسام نصیری عضو سازمان دانشجویان و دانش آموختگان بازداشت شدند .

مهندس کورش زعیم که در تاریخ سی و یکم خردادماه در ساعت دو بامداد در منزلش بازداشت گردید در بند 209 زندان اوین و در سلول انفرادی به سر می برد و تحت فشار بسیار شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته است ، ایشان در آخرین تماس تلفنی با منزل از محل زندانی شدن و فشارهای باز جویی با خانواده سخن گفته است .

پیمان عارف از اعضای سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران که از دانشجویان 3 ستاره نیز می باشد توسط حفاطت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شده است و به دلیل فشارهای شدید و شکنجه اکنون با محافظت نیروهای امنیتی در بیمارستان سجاد بستری هستند .

همچنین ازوضعیت حسام نصیری از اعضای سازمان دانشجویان و دانش آموختگان که در اولین روزهای اعتراض ها در تجمعات بازداشت شده است تا این تاریخ هیچگونه اطلاعی در دست نیست .
خانواده این بازداشت شدگان به دلیل بی اطلاعی از آنان در نگرانی شدید بسر می برند


نگرانی از نحوه محاکمه پیمان عارف عضو سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران

پیمان عارف که در 30 خرداد ماه توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شد به دلیل وخامت احوال جسمی چند روزی در بیمارستان امام سجاد بستری و مجددا به محل نامعلومی منتقل شد . با توجه به اینکه وکیل وی آقای دکتر دادخواه نیز متاسفانه در زندان هستند هیچگونه اطلاعی از وی در دست نیست . بیم آن میرود بدلیل سرباز بودن پیمان عارف و عدم ارجاع پرونده وی به دادگاه انقلاب ، پرونده در دادگاه نظامی باشد و محاکمه وی در دادگاه نظامی صورت گیرد ، در این شرایط و در صورت محاکمه بدون وکیل آقای عارف در دادسرای نظامی احتمال احکام سنگین برای وی وجود دارد که این امر سبب نگرانی شدید خانواده و دوستان گردیده است

Sunday, July 12, 2009

سهراب فقط حرفی برای گفتن داشت


ملیحه محمدی


سهراب فقط هژده سال داشت. شبی که فردایش کنکور بود، ـ چه روزی بود از این تیره روزهایی که گذشت ـ سیاهکارانی که دروغگویی البته کمترین پلیدی هاشان است، گفته بودند، کنکوری ها را آزاد می کنیم . برای همین پروین مادرش تا نیمه شب مقابل اوین نشست.

از کجا دارم می گویم؟ از کجا آغاز کنم که داستان سهراب باشد، از پلیدی های این فرومایگان بگذرم، از سفله سیاست شوم این زمانه دور شوم، جنون لجام گسیخته قدرت را که میهن ما را در چنگالهای خونینش می فشارد کناری بگذارم و از داستان سهراب بگویم که کوچکترین بچه خانواده باشد؛ که دوشنبه روزی سه روز بعد از آنکه با شور و امید به پای صندوق رأی رفته بود، در خیابان شهر و آبادی خودش گم شد!

سه روز پیش از آن با گوریل پای شطرنج نشسته بود، امیدش و اعتمادش را در طبق اخلاص معصومیتش نهاده و هر چه هم از اول بازی از او کسر کرده و بخود افزوده بودند قبول کرده بود بلکه مفسده حقیر ابلهانه از میهنش رخت بربندد، بلکه پیش جوانان جهان که دنیای دیجیتال بهم وصلشان کرده است، سرافکنده نباشد، بلکه حالا که درسش را با آن سالهای سخت بیماری پدر تمام کرده و میخواهد به دانشگاه دربیاید، نور امیدی را به تارک آینده خودش فروزان ببیند.

دوشنبه بیست و پنجم خرداد بود سه روز پس از آنکه شیادان مفسده جو، او را چون میلیون ها برادر و خواهرش فرا خوانده و بعد تحقیرش کرده بودند، امید معصومانه اش را زیر پاهای هیولا لگد مال شده می دید، و حالا به جستجوی اعتماد گم شده اش همراه مادرش به خیابانها آمده بود. با دست خالی با قلبی که بیگمان به جای گلوله ای که اینک در آن نشسته امیدی را هنوز در خود نهان داشت. با دست خالی! تا به غارتگران اعتماد مردم بگوید هنوز هم می توانیم با هم گفتگو کنیم. ببینید! چوب و چماق و باتون و تفنتگان را من هیچ سپری در دست ندارم. همانگونه بی دفاع بی اسلحه و بیگناه که با یک قلم پای صندق رأی رفتم! همان صندوقی که شما گذاشته بودید همانجایی که شما گفته بودید! به یکی از همانها که باری، خود پذیرفته بودید رأی دادم تا مگر چهره غبارآلود میهنم را در منظر جهان بشویم. ببینید دست خالی ام در خیابان.

تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس ها
به داس سخن گفته ای؟

سهراب آمده بود تا بگوید:
فقط آمده ام بیرون که حرفم را بشنوید. نه که شما دورید از من و ما! نه که همه بلندگوها دست شما و مأموران شماست، نه که صدای من و ما تنها و غریب است و به گوش شما نمی رسد. آمده ام در خیابان بلکه صدایم با صدای سهراب های دیگر بیامیزد« ندا» یی بشود در کوی و برزن بپیچد بلکه شما بشنویدش. همین! یاوه، یاوه، یاوه مردمان! همین!
هنوز فرصت دارید تا از امید و اعتماد ما مدد بگیرید و از بار سیاهکاری هاتان بکاهید و....

آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه از رُستن تن می زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را.
هرگز باور نداشتی

همین تنها سهراب ما که نبود! هیچ کدام از این صداهای معصومانه را نشنیدند. نمی خواستند بشنوند. همچون مصداق مسلم لشکر جهل و جنون حمله کردند، خانوادها، دوستان، هم کلاسی ها از هم دور افتادند و هر کدام به سویی تا مگر جنون خشم دشمنان صلح و آزادی را دامن نزنند. نگهبانان جهالت، پاسداران نادانی، تنها وسیله خبرگیری آدمها از یکدیگر را قطع کرده بودند. پروین از پسرش جدا افتاد، تلفن دستی اش تنها راهی که به سوی فرزندش بود بیهوده شده بود. پس تنها به خانه برگشت و منتظر نشست. شب دیر شد و از نیمه گذشت. سحر شد و خورشید اشعه بی پروای ش را بر تن شرمگین و تبدار شهر تابید و مادر نگران و نگران تر شد.
ما سه روز بعد خبردار شدیم. مثل خیلی از خانواده ها که می ترسند با به میان آمدن نام عزیزان شان حاکمان جری تر و انتقام جوتر شوند به ما که در دور دست بودیم دیرتر خبر دادند و خواستند که سکوت کنیم.

سهراب پسر برادر خوانده ام رضا بود حاصل چند پاره گی خانواده که به هر حال با هم بزرگ شده و علیرغم هر بغض حق و ناحق و فرو خورده بزرگترها به هم دلبسته و نگران هم بودیم.

رضا ناغافل به چنگال سرطان افتاد. دو سالی به عشق پسرانش و همین سهراب نگران که چشم از چشم و دست و نگاهش بر نمی داشت، با ناخوشی نحس دست و پنجه نرم کرد. ماههای آخر نه پروین امیدی داشت و نه هیچ پزشکی. بچه های بزرگتر هم با واقعیت کم و بیش اشنا شده بودند و پروین خون میخورد از اینکه رنج و عذاب خود و همسرش را باز و هنوز باید پاسداری کند زیرا که سهراب شانزده ساله که پدر را عاشقانه دوست داشت، روی یک صندلی صاف و محکم روبروی تخت پدر نشسته بود تا کوچکترین نشانه های حیات را در او جستجو کند و پزشک و اطرافیان را قانع کند تا همچنان با کمک همه دستگاهها بگذارند نفس بکشد و او روبرویش بنشیند و ببیند که پدرش زنده است.
پروین ادامه رنج خود و همسرش را برای این جان نگران ِ معصوم پذیرا شد تا زمانی که که دیگر دعاهای شب و روز پسرک نیز کارگر نیافتاد و شاید رنج این مادر و پدر، ـ نه فقط پدر ـ کافی شد.

حالا بیست و پنج خرداد بود. سه روز پس از غارت امید جوانان این سرزمین بلازده! پروین همین طفل معصوم را در خیابان گم کرده بود. برادرها و عموها همان شب اول کلانتری ها و با دل خونین و به اکراه، پزشکی قانونی و بیمارستانها، را زیر پا گذاشته بودند. همه جا به آنها اطمینان داده بودند که چنین جوانی چنین نهال هنوز نبالیده ای، نه تندرست و نه مجروح را نزد خود ندارند. پس مانده بود امید را به شوم ترین حلقه بستن، به مسلخ ازادی، به هولوکاست ِ اوین بستن! تفو بر تو ای چرخ گردون تفو!

اینطور بود که پروین هر روز روی تل خاکهای اوین ایستاده و گاه از پا درآمده، نشسته بود. عکس دردانه آخری را به هر کس که از آن مأمن خوف خارج می شد نشان می داد و لابد خیلی ها از سر ترحم و به دروغ به او امید داده بودند که پسرک را در اوین دیده اند.

به پروین کمتر زنگ می زدیم زیرا که تا دیروقت شب مقابل اوین بود و پس از آن نیز جسم نحیف و آزرده اش را توانای پاسخ به پرس و جو های تکراری نمی دیدم. پریشب دو روزی بود که برادرم را که معمولاً از او خبر می گرفتم نمی یافتم. ناچار به او زنگ زدم با اینکه در ایران از شامگاه ساعاتی گذشته بود، پریشان و گویی شرمنده می گفت:
"من الان دیگه نشستم توی خونه، میگن باید تا آخر هفته آزاد بشه. آخه الان که چهار هفته داره میشه! می ترسم نکنه انقدر بدجوری زدنش که نمی خوان با چهره زخمی بیاد بیرون؟!"

در دلم آرزو کردم ای کاش همین باشد اما به او گفتم: چرا باید بچه هیجده ساله رو که دست خالی توی تظاهرات میلیونی بوده اینطوری بزنن؟ انقدر بد به دلت راه نده. فقط مسئله اینه که تعداد دستگیری ها زیاده..
ولی پریشان بود و تأثیر دلجویی من ثانیه ای هم نمی پایید و بر می گشت به قعر نگرانی های مادرانه اش و قلب مرا آتش می زد:
"تو سهراب را از وقتی بزرگ شده ندیدی پسرهات دیدن. مثل رضا مظلوم و آرامه. اون اصلاً اهل درگیری نیست می گم برای همین شاید کتکش نزنن؟؟؟؟؟ ولی چرا نذاشتن یک تلفن اقلاً بزنه؟... "

و بیهوده سرایی های من که: خوب سالمه، جوونه مریض نیست، آدم مشهوری هم نیست که فکر کنن بهتره زودتر خبر بدن...
و باز او که گویی با خود نجوا می کند:

"بچه نتونست کنکور بده دیگه! الان دو تا کنکور نداده. ببین چقدر هم دلش شور میزنه! می گفت من قبولم مامان! نگذاشت که براش معلم بگیرم یا بفرستمش کلاس کنکور. خیلی ملاحظه کاره بعد از مردن باباش همش مواظبه خرج درست نکنه. هر چی بهش گفتم بذار برات معلم بگیرم. می گفت مامان من خودم خوندم می دونم قبول میشم؛ نگران نباش!
و حرفهای من این سوی سیم که نگرانی و دلهره را باید از خودم دور می کردم: کنکور نداد که نداد! سال دیگه. حالا نه اینکه همه اونایی که درسشون تموم شده کار و شغل دارن؟ بگذار یک سال دیرتر فارغ التحصیل بشه..

و دیروز صبح، ده دوازده ساعتی بعد از این گفتگوی رقت آور ما از اداره آگاهی پایتخت حکومت ستم، به او زنگ زدند از اداره تشخیص هویت...

فغان! که سرگذشت ما
سرود ِ بی اعتقاد ِ سربازان ِ تو بود
که از فتح ِ قلعه ِ روسپیان..
بازمی آمدند


با پسرانش رفت به اداره آگاهی. عکس سهراب! تأیید می کنید؟ ...
نعره، ضجه، فریاد، التماس...
نمی دانیم... نمی دانیم... بروید فردا دادسرا! مهربانترین پاسخ سیاه کارترین حاکمان این سرزمین.

و امروز در دادسرا باید جان می کندند. و جنازه پسرک را که گلوله قلب جوان و مأیوسش را شکافته بود، و بیست و نهم خرداد، چهار روز بعد از دستگیری به پزشکی قانونی تحویل داده شده بود باز پس گرفتند. تمام این روزها مادر و برادران و خانواده پریشان را بازی داده بودند.

باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد
که مادران ِ سیاه پوش-
داغ داران ِ زیباترین فرزندان ِ آفتاب
و باد -
هنوز از سجاده ها
سر برنگرفته اند .

و با تو بگویم رضا جان! رضا جان پرواز سختی بود اما شاید دانسته بودی که رنج ماندن چقدر برای تو بزرگ می شد اگر می ماندی.
در تمام مدتی که بیمار بودی، وقتی با امید از بهبودی حرف میزدی و هنوز نمی دانستی که بیماریت چقدر جانکاه هست، من از سوی تلفن بغضم را فرو می خوردم؛ وقتی که هر روز ضعیف تر می شدی و ناامیدی در صدایت، آشکارتر، وقتی که پروین می گفت "گوشی تلفن را می برم پیشش حرف بزن. متوجه میشه، خوشحال میشه و آنسوی خط تنها صدای نفسهای تو را آمیخته به آه های سرد می شنیدم، قلبم فشرده می شد و بغضم را فرو می خوردم.
ببین که تو هنوز چقدر خوشبخت تر از پروین بودی که امروز هیچ تسلیتی برایش نیست! ببین که ستم در حق او چگونه کامل شد و چگونه ناگهان به جمع مادران خونین دل این سرزمین پیوست که رنجشان را پایانی و قلب مجروحشان را مرهمی نخواهد بود.

بیست و یکم تیرماه ۱٣٨٨
یکماه پس از غارت اعتماد مردم ایران
و توطئه بار دیگر به خون کشیدن جوانان سرزمین ما

http://www.akhbar-rooz.com

Saturday, July 4, 2009

نامه به دبیرکل سازمان ملل به فریاد دستگیرشدگان کودتای اخیر ایران برسید

دبیرکل سازمان ملل متحد

عالیجناب بان کی مون

در آغاز از جنابعالی نسبت به صدور بیانیه اخیرتان در رابطه با بحران اخیر حقوق بشر در ایران سپاسگزاری می کنیم. در طی روزهای اخیر صدها تن از شرکت کنندگان در تظاهرات مدنی به دست نیروهای انتظامی و مأموران لباس شخصی وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آماج گلوله های آنان گشته اند . در این در گیری ها شماری از شهروندان کشته و صدها نفر به زندان افتاده اند. حکومت ایران ندای اعتراض مردم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر را با خشونتی انتقامجویانه پاسخ داده است. تا به حال نزدیک به سیصد تن مقامات کابینه‌های دولتهای پیشین، مخالفان نامدار، فعالین اجتماعی، و خبرنگاران به نحو غیرقانونی دستگیر شده و گاه در مکانهای اعلام ناشده به حبس افتاده اند. دستگیرشدگان از داشتن وکیل محرومند، و بنا بر رویه معمول دولت ایران و طبق اخبار مورد اعتماد، بسیاری از آنان تحت فشار هستند تا به ارتکاب خیانت ناکرده اعتراف نمایند. فهرست شماری از دستگیر شدگان از این قرار است:

محمد علی ابطحی (معاون سابق ریاست جمهوری)، رضا علیجانی (روزنامه نگار)، اردشیر امیر ارجمند (استاد حقوق)، محسن امین زاده (معاون سابق وزارت امور خارجه)، محمد رضا عطریانفر (سیاستمدار جناح مخالف)، ژیلا بنی یعقوب (روزنامه نگار)، قربان بهزادیان نژاد (استاد دانشگاه)، محمد قوچانی (روزنامه نگار)، سعید حجاریان (مشاور سابق ریاست جمهوری و عضو سابق شورای شهر. او که در جریان سوءقصد عناصر لباس شخصی در سال 2000 بشدت مجروح و نیمه فلج گشته است نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است)، محمد رضا جلائی پور (فعال دانشچوئی)، سعید لیلاز (روزنامه نگار)، محسن میردامادی (عضو سابق مجلس)، عبدالله مومنی (فعال دانشجوئی)، بهزاد نبوی (عضو سابق مجلس)، عبدالله رمضان زاده (سخنگوی سابق دولت)، هدی صابر (رونامه نگار)، محسن صفائی فراهانی (عضو سابق مجلس)، سعید شرکاوند (معاون سابق وزارت دارائی)، شهاب الدین طباطبائی (روزنامه نگار)، عبدالفتاح سلطانی (وکیل دادگستری)، علی تاجرنیا (عضو سابق مجلس)، محمد توسلی (شهردار سابق تهران)، مصطفی تاجزاده (معاون سابق وزارت کشور)، غلامرضا ظریفیان (استاد دانشگاه)، احمد زید آبادی (روزنامه نگار).

با کمال احترام آن جناب را فرا می خوانیم تا ضرورت التزام به عهدنامه‌های بین المللی در رعایت حقوق بشر را که حکومت جمهوری اسلامی ایران نیز به آنها متعهد است به آن حکومت یادآور شوید. حکومت ایران باید متذکر باشد که حبس ناموجه شهروندان، سرکوبی خشن تظاهرات مسالمت آمیز، دستگیریهای فاقد محمل قانونی، و گرفتن اعتراف از طریق شکنجه از مصادیق نقض قوانین بین الملل و قانون اساسی خود آن کشوراست. بررسی شکایتهای واصله درباره تخلفات گسترده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری می باید در فضائی مسالمت آمیزبا نظارت ناظران بی طرف و از مجاری قانونی صورت گیرد.

علی الخصوص، از جنابعالی درخواست می کنیم نماینده ویژه ای برای رسیدگی به تحولات ایران و تهیه گزارشی از آن منصوب دارید. در صورت امکان، موجب امتنان فراوان خواهد شد اگر شخص حضرتعالی بتوانید در طی سفری فوری به تهران مسئولان حکومت ایران را از مراتب نگرانی جدّی جامعه جهانی آگاه فرمایید.

در پایان مراتب قدر دانی خویش را نسبت به اقدام جنابعالی در انتشار بیانیه مؤرّخ دوم تیر 1388 درباره بحران ایران اعلام می کنیم و بی‌صبرانه خواهان ایفای نقش راهبردی آن جناب در جلوگیری از گسترش خشونت و خونریزی در ایران هستیم.

امضا کنندگان:

تورج اتابکی، استاد تاریخ، دانشگاه لیدن

کاوه احسانی، استادیار علوم سیاسی، دانشگاه دوپال

سعید امیر ارجمند، استاد ممتاز جامعه شناسی، دانشگاه استونی بروک

عبدالعلی بازرگان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مازیار بهروز، دانشیار تاریخ، دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو

منصور بنکداریان، استادیار تاریخ، دانشگاه تورنتو

علی بنو عزیزی، استاد علوم سیاسی، بوستون کالج

آصف بیات، استاد جامعه شناسی، دانشگاه لیدن

مهرزاد بروجردی، استاد علوم سیاسی، دانشگاه سیراکیوز

فاطمه حقیقت جو، محقق، دانشگاه ماساچوست،بوستون

فرهاد خسرو خاور، استاد مدرسه عالی مطالعات اجتماعی و استاد میهمان دانشگاه هاروارد

حمید دباشی، استاد مطالعات ایرانی و ادبیات مقایسه ای، دانشگاه کلمبیا

نسرین رحیمیه، استاد تاریخ، دانشگاه کالیفرنیا، ایروینگ مصطفی رخ صفت، ویراستار سابق کیهان فرهنگی

روحی رمضانی، استاد شاینده، دانشگاه ویرجینیا

عبدالکریم سروش، عضو برجسته آکادمی علوم ایران

احمد صدری، استاد جامعه شناسی و صاحب کرسی مطالعات جهان اسلام، لیک فورست کالج

محمود صدری، استاد جامعه شناسی، دانشگاه تگراس ومنز

حسین ضیائی، استاد و رئیس گروه مطالعات ایرانی، دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس

رضا فراهانی، استاد میهمان روانشناسی، سیتی کالج نیویورک

فریده فرهی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه هاوائی در مانو

محسن کدیور، استاد میهمان فلسفه و کلام، دانشگاه دووک

مهرانگیز کار، محقق میهمان گروه حقوق دانشگاه هاروارد، زندانی سیاسی سابق

آرنگ کشاورزیان، دانشیار مطالعات اسلامی و خاور میانه، دانشگاه نیویورک

حسین کمالی، استادیار میهمان مطالعات ایرانی-اسلامی، دانشگاه کلمبیا

آزاده کیان، استاد جامعه شناسی و رئیس گروه مطالعات زنان، دانشگاه پاریس

اکبر گنجی، فعال سیاسی، روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق

عطاالله مهاجرانی، معاون نخست وزیر و وزیر فرهنگ سابق

آرش نراقی، استادیار فلسفه و دین، موراوین کالج

Wednesday, July 1, 2009

My Iran

An animation created by a 14 year old boy who presents it to all Iranians inside and outside of the country.







For the dead, wounded and political prisoners and our sense of responsibility towards them all, as well as towards one another! We are together, and together we shall overcome.

Sunday, June 28, 2009

بیانیه‌ ی جمعی از وبلاگ ‌نویسان


ما، گروهی از وبلاگ‌ نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت ‌آمیز و سرکوب ‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی
*************
Statement by a group of Iranian bloggers
about the Presidential elections and the subsequent events
repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam

We consider the violations in the presidential elections, and their sad big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe election fraud is obvious and we ask for a new election

Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the gap between people and the government

A part of the large community of Iranian bloggers


Friday, June 26, 2009

Azadi Azadi A zaa di (Freedom Freedom Free' dom)

این هدیه ای از طرف من به شما مردم شجاع و مصمم ایران است! من یک افریقایی امریکایی هستم و میدونم که تلاش و پیشروی برای رسیدن به آزادی چقدر سخت و دردناک هست

My Tribute to the Brave and Determined men and women of Iran. The voices heard here are all your own. The music is an original work written by me to hopefully give you strength as you march on. To those of you in Iran fighting for freedom it is my gift. To all others, All Rights Reserved.

Sunday, June 21, 2009


ندای عزیزم، رای ات را پس میگیرم.



Friday, June 19, 2009



نترسیم، نترسیم، ما همه با هم هستیم!





Thursday, June 18, 2009

در سوگ سياوشان

هانيه بختيار

نشسته ام و خيره شده ام به بدن های جوانان گلوله خورده وطنم . دست می سايم و لب می گزم . بغض من آن قدر حقير و کوچک است رو به روی اين تنهای خونين که شرم می کنم . به چشم های بی حالت و لب های نيمه بازشان نگاه می کنم، به موهای مشکی و پيشانی های فراخ خونيشان، به بدن شکافته و اين دست های آويزان، به سر متلاشی شده و پاهايی که ديگر لازم نيست توی کوچه ها از هراس باتوم و گلوله بدوند. فکر می کنم صبح که از خانه بيرون زده اند، در جواب پرسشی گفته اند: "می روم رايم را پس بگيرم"، با سينه هايی پر اميد که حالا مهمان ناخوانده و شوم گلوله دارند . حتما سرهايشان پر از هوای آزادی و آرزوهای بزرگ بوده است .حتما برای فردا نقشه های سرخوشانه داشته اند. حتما خيال کرده اند اگر رايشان را پس بگيرند، ديگر گشت ارشادی ها توی سرشان نمی زنند، ديگر توی کلانتری محل کتک نمی خورند، ديگر پول ته جيبشان را جيره بندی نمی کنند. شايد فقط می خواستند اندکی کمتر تحقير شوند

عکس ها را می بندم و به عکس آقای احمدی نژاد خيره می شوم. به چشم هايش، حالت افتاده لب هايش، به نيشخندش، به دست هايش نگاه می کنم. فکر می کنم پشت اين پيشانی چيست که او را اين گونه بی روح و وجدان کرده است

راستی ، آقای احمدی نژاد! عکس اين جوان های گلوله خورده و بی جان را ديده ای؟ ديده ای آن سر پاشيده کف خيابان را؟ ديده ای سينه باز شده، روی دست های پر التهاب مردم را؟ ديده ای چشم هايی را که تشنه اندکی آزادی، بی فروغ و تاريک شدند؟

آقای احمدی نژاد! جای هر کدام اين گلوله خورده ها، می توانست پسر يا دختر تو باشد. فقط لحظه ای بدن فرزندت را آن گونه خونين کف خيابان تصور کن، فکر کن خبر مرگ ناگهانی اش را برای تو بياورند، فکر کن جای آن پدر و مادر درمانده و عزادار باشی

می دانم وجدانت به درد نمی آيد چرا که تو با اين بدن های سرد، گرم قدرت شده ای. با اشک های ريخته شده مردمت، خنديده ای. با اسارت آن ها دست های دراز قدرتت را چرخانده ای. با خفقان آن ها دهانت را باز کرده ای. با نا اميدی آن ها اميدوار روزهای بالا نشينی شده ای

آقای احمدی نژاد!
روزی را که پای صندوق رای آمدی يادت هست؟ آن چهره ترسان و رنگ پريده، آن چشم های پر هراس و بی اميد و هيبت آشفته. و چقدر حقير بودی آن روز، چه قدر به حقيقت ات نزديک بودی وقتی پاهای کاذب قدرت ات را لرزان و شکننده پنداشتی. چقدر ناچيز بودی بدون اين پشم و کلاه کدخدايی.

و من تو را با همان چهره واقعی برای هميشه خواهم ديد. با همان حجم حقير روح و شانه های افتاده از ياس. با همان جسم در هم فرو رفته که کوه دروغ و ظلم، تپه ای پوشالی بيش نيست که با طوفان مردم فرو می ريزد

Tuesday, June 16, 2009

پیوستن نیروهای انتظامی به مردم, سریع ترین و کم هزینه ترین راه

هم میهنان


حضور دلیرانه و مسئولانه مردم در خیابان ها و صحنه اجتماعی، تجلی اراده ایرانیان برای تغیر سرنوشت خویش و هدایت کشور بسوی آینده ای روشن است. کمتر ایرانی است که با دیدن صحنه های مبارزه برای آزادی و طنین بانگ آزادی خواهانه مردم سرشار از حس همبستگی نشود.


هم میهنان ما در خارج از کشور نیز با رساندن فریاد رسای آزادی خواهی ملت ایران، به گسترش خبر های داخل و جلب توجه افکار جهانی، کمک شایانی به جنبش آزادی خواهی مردم کرده و میکنند.


ملت ایران راه خود را انتخاب کرده است، و آن راهی است که در آن ازتحمیل اراده یک نفر یا گروهی اندک بر اراده یک ملت نشانی نیست.


نیروهای واپس گرا و تمامیت خواه با تمام قوای خود در برابر اراده مردم ایستادگی میکنند و تا مرزکشتار هم میهنان ما نیز خواهند رفت.


دیدن صحنه هایی که در آن نیروهای انتظامی به صفوف مردم میپیوندند قلب هر ایرانی آزاد ه ای را سرشار از شادی میکند.


پلیس، سپاه و ارتش فرزندان همین آب و خاک هستند.


در کوران انقلاب 57، یکی از دلایل پیروزی سریع انقلاب و کم نگاه داشتن هزینه های انسانی آن پیوستن ارتش و نیروهای انتظامی به مردم بود.


از نیروهای انتظامی، سپاه و بسیج درخواست میکنیم، خود را تبدیل به مشتی نکنند که بر دهان ملتمان کوبیده میشود. به مردم بپیوندید و به وظیفه ملی و انسانی خود عمل کنید.


اکنون که اقلیت حاکم، طرفداران و نیروهایش را برای حفظ قدرت مطلق خویش برای جنگ تن به تن با مردم و برادر کشی و خواهر کشی به میدان فرستاده است، پیوستن نیروهای انتظامی به مردم میتواند سریع ترین و کم هزینه ترین راه برای رسیدن به خواسته های مردم که چیزی جز گردن نهادن به رای اکثریت نیست، باشد.


ملت ایران پیروز این کارزار خواهد بود. در کنار مردم بمانید تا بزودی پیروزی اراده رای اکثریت بر خودکامگان را در کنار مردم جشن بگیریم.


پاینده ایران

سربلند و آزاد باد ملت ایران

جبهه ملی ایران- آلمان